مهر خوبان

 

مهر خوبان

 اين وبلاگ علمي ـ پژوهشي است و مطالب آن شاعرانه نخواهد بود اما تمايل دارم شعر علامه طباطبايي را ـ كه ارادت خاصي نسبت به ايشان دارم ـ به همه شما خوانندگان محترم اين وبلاگ تقديم كنم، تا لحظاتی شما را از فضاي سايبري به فضاي خيال و احساس برده باشم. ارادت خاص من به علامه به خاطر شخصيت انساني، عمق انديشه و فرزانگي ايشان است(اشتباه نشود طلبه نیستم).

 

مهر خوبان دل و دين از همه بي پروا برد   رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زيبا برد

تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون گشت     از سمك تا به سهايش كشش ليلي برد

من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه     ذره اي بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خس بي سروپايم كه به سيل افتادم       او كه مي رفت مرا هم به دل دريا برد

جام صهبا زكجا بود مگر دست كه بود            كه در اين بزم بگرديد و دل شيدا برد

خم ابروي تو بود و كف مينوي تو بود             كه به يك جلوه ز من نام و نشان يكجا برد

خودت آموختيم مهر و خودت سوختيم          با بر افروخته رويي كه قرار از ما برد

همه ياران به سر راه تو بوديم ولي               خم ابروت مرا ديد و زمن يغما برد

همه دلباخته بوديم و هراسان كه غمت        همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد

                                           شعر از علامه فقيد محمد حسين طباطبايی

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
3.&+ ./+

بالاخره کداميک نيستيد؟ آخوند؟ آخوند زاده؟ يا طلبه؟ موضع خود را مشخص کنيد جناب سايبری!

حسین

سلام جناب آقای/سرکار خانم 3.&+./+ هیچکدام. من یک جامعه شناس هستم و از طریق متن شما می توانم تا حدود زیادی شما را بشناسم. امیدوارم شعر برایتان جالب بوده باشد. مثبت و شادکام باشید.

Hamid Hejazi

آقای حسنی عزیز سیزین وبلاگیزدان گوروش ائله دیم. اللریز آغریماسین او گوزل شعری کی علامه طباطبائی دن سئچمیشدیز.چوخ چوخ گوزلیدی. انشا الله گوزل مطلبلری سیزدن گوزلوروک.شاد یاشایین.

جناب آقای/سرکار خانم 3.&+./+

جهت اطلاع شما (آقایIT based ) و دانش آموزانتان که میخواهید آنها را با جامعه سايبری Cybersociety آشنا کنید ميرسانم که جامعه سايبری توسط Steve Jones در سال ۱۹۹۵ يعنی همان زمان که شما الفبای DOS و ويندوز را ياد ميگرفتی و مي گفتی "عجب چيزيه اين ويندوز" در کتاب :CyberSociety: Computer-Mediated Communication and Community انتشارات Sage مطرح شده است. صادق باشيد و دزدی علمی نکنيد: چو علم آموختی از حرص آنگه ترس که اندر شب چو دزدی با چراغ آيد گزيده تر برد کالا

حسین

جناب آقای/سرکار خانم 3.&+./+ از شما به خاطر کامنت جديد سپاسگزارم. اسم من حسين است. و اگر يکی دو کامت پايين تر را نگاه کنيد می بينيد که گفته ام يک جامعه شناس هستم و می توانم از متن شما چيز های زيادی را متوجه شوم. دوستانی همانند شما افتخار پاسخگويی من نسيب شان نخواهد شد. زيرا دلی پر از کينه و گذشته ای پر از کمبود را از لحن کلامشان استنباط می کنم. البته این را می توان از کامنت اول شما نیز استنباط کرد. مثبت و شادکام باشید.