جهانی سازی و جهانی شدن


         
     Globe   به معني "سرتاسر کره زمين" است اما اغلب واژه "جهان" را به جاي آن به کار برده اند.al پسوند صفت ساز است و معادل  "ي" "انه" و "گونه" می باشد. ize  پسوند فعل ساز است و معادل هاي فارسي آن "سازي"، "کردن" و "شدن" است. ation هم پسوند اسم ساز و به معني عمل يا نتيجه انجام چيزي معين است. Globalize فعلي است كه هم Transitive است و هم Intransitive . بنابر اين مي توان Globalization را هم "جهاني سازي" و هم "جهاني شدن" ترجمه کرد. اختلاف نظر بين انديشمندان ايراني در زمينه Globalization از كاربرد معادلهای فارسي اين کلمه انگليسي آغاز مي شود. اگر شما  بخواهيد اين دو را به جاي يکديگر به کار ببريد به احتمال زياد استادتان تذکر خواهد داد. من هر دو رويکرد جهاني سازي و جهاني شدن را به اختصار بررسي خواهم کرد و در نهايت ديدگاه خودم را بيان خواهم نمود.
مخالفان Globalization ، استدلال مي کنند که جهاني سازي يک طرح (Project) از پيش برنامه ريزي شده توسط کشور هاي سرمايه داري براي غارت ثروت کشور هاي عقب نگه داشته شده، افزايش سلطه سياسي و ترويج فرهنگ سرمايه داري در اين کشورهاست و اين طرح به صورت آگاهانه اي به سود کشور هاي سرمايه داري و زيان کشور هاي ديگر برنامه ریزی و هدايت مي شود. سازمانهاي جهاني همانند WTO نيز مجري آن هستند.

   موافقان Globalization استدلال مي کنند که جهاني شدن يک فرايند(Proccess) غير قابل كنترل است كه بيشتر تحت تاثير فناوريهاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي شکل مي گيرد. در ديدگاه اين دسته از صاحبنطران، جهاني شدن يک فرايند اجباري و رو به رشد است که کشور ها را از آن گريزي نيست و شكل گیری سازمانهايی همچون WTO نيز بنا به ضرورت عصر جهانی است.
مهمترين نقطه قوت نظريات مخالف با Globalization توجه به كانون اين تغيير (کشور های سرمایه داری) و انتخاب هوشمندانه کلمه "جهاني سازي"  در برابر Globalization به منظور مشخص کردن این کانون است. مهمترين نقطه ضعف اين رويکرد نيز ناديده گرفتن بخشي از واقعيت هاي موجود و اتخاذ موضع تدافعي و غير خلاق در برابر آن است.
    نقطه قوت نظریه های موافق با Globalization توجه به نقش  فناوري هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي در ايجاد تغييرات اجتماعي در سطح جهان است. مهمترين ايراد وارد بر نظریات طرفداران Globalization نيز در اين است که اين نظريه ها اراده انسان در پذيرش يا عدم پذيرش تغييرات حهاني را ناديده مي گيرند و در صدد سازماندهي يک فرهنگ و اقتصاد جهاني هستند كه كشور هاي جهان سهم عادلانه ای در شکل گیری آن ندارند.

من از آنجايي که در عرصه نظريه، تلفيق گرايي درمان ناپذير هستم، ترجيح مي دهم این دو دیدگاه را تلفیق کنم و برای این دیدگاه تلفیقی واژه جهاني شدن (نه به معنی دیدگاه دوم) را مورد استفاده قرار دهم و  آن را  سنتز نهايي تز جهاني سازي كشورهاي پيشرفته و آنتي تز مقاومت كشورهاي خواهان توسعه تعريف نمايم. فرايندي كه به خاطر تشديد ارتباطات در سطح جهاني  گريز ناپذير است.
حکایت ما و عضويت در سازمان تجارت جهاني مورد تجربی خوبی برای بحث و بررسی در این زمینه است. ما دو راه بيشتر نداریم: یا باید عضو شویم و یا اینکه مستقل از این سازمان بمانیم. در ابتدا انديشه مخالفان جهاني شدن در مورد عضویت کشور ما غالب بود و ما چند سال به عضویت فکر نکردیم. و استدلا ل این بود که عضویت در WTO، اقتصا ما را فلج مي كند و صنايع ما را ورشكسته مي سازد. بعد از مدتی بی خیالی در مورد عضویت، به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم یک دیوار اقتصادی به دور کشورمان بکشیم و فقط خودمان باشیم. این بود که  درخواست پشت درخواست فرستادیم تا اینکه ما را به عنوان ناظر پذیرفتند و از این بابت بسیار خوشحال شدیم. آیا نمی توانسیتم از همان اول اندکی واقع گرا باشیم و به جای تلف کردن وقت در مورد عضویت، برای آماده سازی کشورمان جهت پیوستن به این سازمان با کمترین هزینه برنامه ریزی کنیم؟ اگر چنین می کردیم دست کم بخشي از حوزه هاي قتصادي ساختار رقابتي پيدا کرده بودند و از نگرانی ما در مورد باختن اقتصاد ملی کاسته می شد.
سخن پایانی من این است که اگر ما با هوش هستیم و دیرینه تمدنی ما چندین هزار ساله است شایسته آنیم که به جای پاک کردن صورت مسئله خود را برای بازی با قواعد جهانی آماده کنیم.
راستی فکر می کنید ما باهوش هستیم؟ و آیا داشتن فرهنگ چندین هزار ساله پیشرفت در عصر سایبری را تضمین می کند؟

/ 1 نظر / 17 بازدید
alireza

عالی است.