"جامعه اطلاعات" يا "جامعه اطلاعاتی"

   انتخاب اين عنوان براي نوشته حاضر به خاطر مباحث و ترجمه هاي متفاوتي است كه ازInformation   Society شده است. من براي اولين بار در گزارش كارگروه جوانان WSIS متوجه اين نكته شدم؛ دبير انجمن ICT جوانان پيش نويس گزارش كارگروه را به اعضا فرستاده بود تا نظر آنها را بداند و اصطلاح "جامعه اطلاعات" در اين گزارش مورد استفاده قرار گرفته بود. براي من پر واضح بود كه ترجمه جامعه اطلاعات كار يك متخصص فني IT است و به اين خاطر چند خطي در مورد تفاوت جامعه اطلاعات با جامعه اطلاعاتي برايشان نوشتم و احتمالا قانع شدند. چند ماه بعد با مطالعه يك وبلاگ متوجه شدم كه تفاوت سيلقه در ترجمه IS باعث ايجاد دو مكتب شده است؟! مكتب فني، متشكل از برخي از متخصصان فني IT در وزارت ICT و مكتب غير فني متشكل از دانش آموختگان ارتباطات و جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي.

   شايد تعجب كنيد كه چرا كلمه مكتب را براي اين اختلاف نظر به كار برده ام. اجازه دهيد با مثال ديگري در اين باره توضيح دهم. كلمه "گرايش" را در عنوان پايان نامه ام به كار برده بودم. استاد راهنما بعد از مطالعه مقدماتي Proposal فرمودند، كلمه "نگرش" بهتر است. من همچنان فكر مي كردم كه گرايش بهتر است تا اينكه كنجكاو شدم در اين باره بيشتر بدانم. بنابر اين مطالعات عميق تري انجام دادم و متوجه شدم Attitude در زبان فارسي معادلهاي دارد: ايستار، گرايش، نگرش، انگاره، طرز فكر و ... به خاطر آوردم كه اين كلمه را در آثار دكتر رفيع پور و دانش آموختگان دانشگاه شهيد بهشتي گرايش ديده ام. اما اكثر علامه اي ها و تهرانيها آن را نگرش ترجمه كرده اند. تاکيد هر دوگروه بر مواضع خود مرا بر آن داشت تا آنها را در دوگروه مکتب شهيد بهشتی و علامه طبقه بندی کنم. شايد بپرسيد چرا اين اختلاف نظر وجود دارد؟ احتمالا به اين خاطر كه مفاهيم تخصصي علوم اجتماعي و انساني با كلمات بيان مي شود و كلمات نزد همه كس يك معني را ندارند و اين امر باعث بروز اختلاف نظر ها مي شود و به نظر من يكي از مهمترين موانع توسعه علوم اجتماعي و انساني در كشور و جهان، ضعف در زبان تخصصي آنهاست. براي نمونه، كلمه آزادي براي من معادل با كلمات تكامل، پيشرفت، شكوفايي، انسانيت و زندگي است. اما ممكن است براي فردي ديگر برابر با فساد، بي قانوني و ظلم و بي اخلاقي در جامعه باشد. اين تفاوت براي افراد عادي طبيعي است اما متخصصان علوم اجتماعي و انساني ابتدا بايد بر سر تعريف كلمات تخصصي(Constructs) اشتراك نظر داشته باشند تا بتوانند به بحث مفيدي بپردازند در غير اينصورت بحث آنها به جدلهاي بي فايده اي تبديل خواهد شد كه بسيار ديده ايم. آخرين موردی را که شاهد بوده ام، بحث دو تن از مدعيان علم در نشست كميته هاي پژوهشي بوده است. يكي از آنها دانشجوي رشته تحقيقات آموزشي در دانشگاه تربيت معلم تهران و ديگري فارغ التحصيل رشته مديريت و برنامه ريزي آموزشي از دانشگاه تربيت مدرس بود. درگيري لفظي اين دو همكار بر سر ترجمه كلمه Reliability روي داد. اولي مي گفت كه تحقيقات آموزشي مي خواند و روايي درست است و ديگري خودش را متخصص برنامه ريزي معرفي مي كرد و معتقد بود كه اعتبار درست است. اين بحث چند دقيقه اي وقت حاضرين را گرفت و جالبتر اينكه با توضيح نادرست تر يكي از اعضاي كميته علمي پايان يافت و من به خاطر تلف نشدن وقت خودم اين نكته را تذكر ندادم چون مطمئن بودم كه بحث بيشتر و بي فايده تر خواهد شد. دكتر حسن سرايي ـ استاد دانشگاه علامه طباطبايي و دانش آموخته شيكاگو ـ به ما آموخته است كه در اين موارد از خود كلمه انگليسي استفاده كنيم يا دست كم مشخص نماييم كه منظور مان كدام كلمه انگليسي است.

   در كلمه Information Society كلمه Society اسم و Information صفت آن است. بنابراين كلمه اصلي جامعه است نه Information. سئوال ساده اي مي پرسيم: جامعه عمدتا موضوع بحث كدام رشته دانشگاهي است؟ بي شك نزديك ترين آنها جامعه شناسي است. جامعه شناسي (يا هر علم اجتماعي ديگر) جزء دروس پايه و تخصصي رشته هاي فني همچون مهندسي IT ، نرم افزار و سخت افزار نيست. بنابراين مفهوم تخصصي جامعه، خارج از حوزه مهندسي ( IT و غيره) است. به عبارتي مهندسان نمي توانند خود را صاحبنظر در زمينه جامعه از نوع خاص(Information) يا هر نوع ديگر آن بدانند. با اين توضيح از نظر جامعه شناختي، ترجمه "جامعه اطلاعات" توسط يك متخصص فنينا معتبر است. درست مثل اينست كه يك جامعه شناس متني از رشته رياضي را ترجمه كند و در اين متن از كاركرد به جاي "تابع" در برابر Function استفاده كند و رياضيدانها را كلي بخنداند. خنده دار تر اينكه بر موضع خود اصرار هم داشته باشد.

  جامعه اطلاعات به معني جامعه اي است كه اجزاء تشكيل دهنده آن اطلاعات (يا واحد كوچكتر آن داده ها) است. يعني داده ها به صورت آگاهانه اي توانسته باشند جامعه ای برای خود بسازند. اين نوع از جامعه براي متخصصان يك رشته صدق مي كند و عنوان تشکل آنها معمولا با Society for شروع مي شود مانند Society for Artists : جامعه هنر مندان. در اين تركيب اولويت با هنرمندان است و جامعه آنها به معني تخصصي كلمه، جامعه نيست بلكه معادل با اجتماع است. جامعه چيزي نيست كه گروهي بتواند با يك تصميم آن را بسازد. براي اطللاعات نيز نمي توان جامعه به معني جامعه شناختي تصور كرد و بنابر اين جامعه اطلاعات از نظر اجتماعي بي معني است. اگر خيلي اصرار داشته باشيم براي آن مصداق پيدا كنيم شايد بتوان به يك CD يا هارد ديسك حاوي اطلاعات گفت جامعه اطلاعات. اين هم مثل آن است كه به جاي آينه بگوييم " من در آن پيدا".

  نظريه پردازان جامعه اطلاعاتي از دنيل بل(جامعه شناس بازنشسته هاروارد) تا كستلز (جامعه شناس بازنشسته كاليفرنيا-بركلي) و وبستر(جامعه شناس و ارتباط شناس سيتي انگلستان) عمدتا جامعه شناس يا ارتباط شناس بوده اند و طبيعي است كه تعاريف و نظريه های اين متخصصان از IS مرجع ما باشد. جامعه اطلاعاتي به معني جامعه اي ايست از انسانها و روابط اجتماعي بين آنها كه نقش اطلاعات در اين روابط اجتماعي بسيار پر رنگ شده باشد. نه به اين معني كه اجزاي تشكيل دهنده جامعه، اطلاعات(يا داده) باشد. در اين جامعه است كه صحبت از فرهنگ مجازي، اجتماعات مجازي، اقتصاد اطلاعاتي و دولت الكترونيك است. در اين جامعه است كه طبقات اجتماعي را فقيران و ثروتمندان اطلاعاتي تشكيل مي دهند. در اين جامعه است كه صحبت از شبكه هاي اجتماعي مبتني بر IT است. وقتي دكتر معتمد نژاد IS را جامعه اطلاعاتي ترجمه مي كند پشتوانه اش نظريه هاي جامعه شناسي و ارتباطات است نه دروس C++، Java ، PHP و غيره.

  آخرين نكته برداشت نادرست متخصصان رشته هاي فني از رشته هاي علوم اجتماعي و انساني، در ايران است

. اجازه دهيد اين مورد را نيز اندكي بشكافم. در جوامع پيشرفته متخصصان علوم اجتماعي( به ويژه جامعه شناسي) نظريه پردازي مي كنند و مهندسان نيز عملياتي كننده آن نظريه در حوزه تخصصي خود هستند. بديهي است كه در اين جامعه به مهندسان به عنوان ابزار هاي پيشرفته نگاه مي كنند و نه متخصصان اجتماعي كه بتوانند ساير تخصص ها را نيز هدايت كنند. اما در جامعه ما تا كنون اين گونه بوده است كه حتي تخصصهاي اجتماعي نيز به مهندسان سپرده شده است و اين اشتباه نهادينه شده است كه يك مهندس مي تواند در اين حوزه ها نيز موفق باشد. اما من به عنوان شيفته جامعه شناسي و مهندسي (البته فقطIT) فكر
  مي كنم كه بسياري از مشكلات جامعه ما به خاطر وجود متخصصان فني در پست هاي اجتماعي است و تا وقتي كه اين فرايند تغيير نيابد، مشكلات همچنان باقي خواهد ماند. البته بايد ياد آور شوم كه در جامعه ما متخصصان علوم انساني و اجتماعي عمدتا افراد ضعيفي بوده اند و اين جو در انتخاب رشته وجود داشته است كه رشته هاي علوم انساني و اجتماعي خاص افرادي است كه نمي توانند در رشته هاي مهندسي و پزشكي ادامه تحصيل دهند. من نيز زماني كه در دبيرستان اميركبير زنجان در رشته رياضي و فيزيك تحصيل مي كردم دقيقا چنين برداشتي داشتم. براي مثال ادبيات را اصلا درس حساب نمي كردم( شايد همين امر باعث شده باشد كه من در نگارش ضعف داسته باشم). در اين دبيرستان قسمت جديد ساختمان براي رياضي ها بود، تجربي ها در ساختمان قديمي اما سالم بودند و انساني ها در ساختمان در حال تخريب. رئيس دبيرستان نيزدر زنگ هفتم (آن زمان) بيشتر با رياضي ها و تجربي ها هم صحبت مي شد. شايد به اين خاطر كه ديده بود نوابغي همچون مرحوم دكتر امير اعلم غضنفريان(مهندسي برق دانشگاه استنفورد آمريكا) از بين همين بچه ها توانسته اند اولين مدال المپياد رياضي را براي كشور مان به ارمغان آورند. اين جو، بازتاب نگرش جامعه در آن زمان بود كه البته در حال حاضر اندك اندك دستخوش تغيير شده است. سرعت اين تغيير بستگي تام به اين دارد كه متخصصان علوم اجتماعي و انساني چه تا اندازه بتوانند در رشته خود واقعا متخصص باشند (و نه استاد جزوه) تا چه حد تخصص خود را به كار گيرند و چگونه به جامعه معرفي كنند. خيلي ها از من پرسيده اند جامعه شناسي چه ربطي به IT دارد؟ مطلب بعدي را با همين عنوان خواهم نوشت.

/ 3 نظر / 28 بازدید
z

با سلام و خسته نباشید.وبلاگ جالبی دارید.ولی ای کيو ما خيلی پائين و هيچی درک نکرديم.استاد يه وبلاگ معرفی کنيد که ما گنجايش درکش رو داشته باشيم.تا بعد

حسین

جناب آقای / سرکار خانمZ IQ شما پایین نیست. اشکال از من است که نویسنده خوبی نیستم. یک نوشته خوب باید ساده باشد . موفق باشید.

z

مرسي،همچنان متواضع و فروتن هستيد.تا بعد