دانش بهتر است يا ثروت؟

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

    به احتمال زیاد این پرسش دیرین، برای شما هم مطرح شده است و مدتی به دنبال یافتن پاسخ آن بوده اید. این پرسش دو ایراد بنیادین دارد؛ ایراد اول اینکه دانش(۱) ماهیتی غیر مادی دارد و ثروت ماهیتی مادی. بنابر این هر دو از یک جنس نیستند تا ما بتوانیم این دو را با هم مقایسه کنیم و بگوییم کدام یک بهتر است. ایراد دوم اینکه "بهتر بودن" موضوع یک بحث علمی نیست و بستگی کامل به ارزشهای فردی ما دارد. اگر "ثروتمند بودن"  برای ما اولویت ارزشی بالاتری نسبت به "دانشمند بودن" داشته باشد، ثروت را ترجیح خواهیم داد و بالعکس.

من با ذکر دو ایراد بنیادین این پرسش، در صدد بازنویسی پاسخهای دیگران به این پرسش نیستم. بلکه می خواهم گزینه سومی را مطرح کنم که ذهن مرا از مدتها پیش به خود مشغول داشته است و آن بررسی امکان يکجا آوردن دانش و ثروت بوده است. آنچه از این پس می آید ایده خامی برای ارزیابی و قضاوت شما ست.

    پیامد های فرهنگی، اجتماعي و اقتصادی فناوری اطلاعات جای تامل و بررسی بسیار دارد. اگر ما در جوامع کشاورزی و صنعتی نمی توانستیم دانش و ثروت را یکجا جمع کنیم،این امکان در جوامع اطلاعاتی و به لطف فناوری اطلاعات و ارتباطات فراهم شده است. در اقتصاد کشاورزی و صنعتی بین فعاليت علمي و تجاري فاصله محسوسی وجود داشت اما در اقتصاد دانشی(دانایی محور و اطلاعاتی) این فاصله به کمترین حد خود رسیده است. در حال حاضر دانش و ثروت بواسطه فناوری اطلاعات به سرعت قابل تبدیل به یکدیگر شده اند و همپوشی زیادی بین کار علمی و کار اقتصادی به وجود آمده است. اگر در عصر صنعتی برای ثروتمند شدن مجبور بودیم دانشگاه را به نفع کسب و کار رها کنیم،  هم اکنون این امکان فراهم شده است که همانجا بمانیم و تجارت هم بکنیم اما نه از نوع سنتی،بلکه از نوع الکترونیک(2) آن.

زمان لازم برای فعالیت های بازرگانی نیز بسیار کمتر از دوران صنعتی شده است. اگر قبلا خرید و فروش کالا را به صورت حضوری انجام می دادیم، هم اکنون می توانیم بسیاری از آنها را از طریق اینترنت انجام دهیم. اگر قبلا برای نقل و انتقال پول می باید آن را حواله می کردیم تا پس از چند ساعت به حساب مورد نظر واریز شود، اکنون می توانیم از طریق حساب های الکترونیک و بدون مراجعه به بانک،آن کار را در چند ثانیه انجام دهیم. به طور خلاصه اگر در گذشته کار تجاری، به خاطر حضوری بودن، ما را از کار علمی باز می داشت و مجبور بودیم یکی را انتخاب کنیم، در حال حاضر چنین اجباری وجود ندارد و گزینه دیگری با عنوان "هردو" به گزینه های قبلی اضافه شده است. بو جود آمدن اين گزينه نيز به دنبال شکل گیری اقتصاد دانشی(knowledge economy)است و نکته اصلی در اقتصاد دانشی  این است که ماده اولیه فعالیتهای اقتصادی، دانش و اطلاعات است و دانایی نیز به عنوان فناوری برتر فکری، کارکرد تبدیل دانش به فناوری اطلاعات و ثروت را بر عهده دارد.

ـ در اقتصادی که دانش ماده اولیه باشد، دانش و ثروت به طرز عجیبی یکجا گرد هم آمده اند.

ـ  در اقتصادی که دارایی فکری(3) حرف اول را بزند، فكر و دانش با سرعت زیادی تبدیل به ثروت می شود.

ـ در اقتصادی که آموزش و ياد گيری نقشی اساسی در پایداری آن داشته باشد،دانش و ثروت به هم پیوسته اند.

ـ در اقتصادی که مبتنی بر دانایی باشد بدون دانش و دانایی نمی توانیم حتي ثروت موجود را هم حفظ کنیم.

 اگر براستی چنین باشد تعجبی ندارد زیرا ما در آستانه ورود به عصر سایبری هستیم . در چنین دورانی، فرهنگ، سیاست و اقتصاد در فضای سایبری اینترنت به صورت شبکه ای متعامل و مجازی در می آیند که در عین موثر بودن از جامعه عینی، جامعه مستقل سايبري را تشكيل مي دهند.

 

آیا بیل گیتس را به عنوان مورد عينی برای گزینه "هردو" قبول داريد؟

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کامنت های شما برای من بسیار آموزنده است. پیشاپیش سپاسگزارم.    

1ـ علم(science) متفاوت از دانش(knowledge) است. در این  متن منظور هر دو می باشد و دانش به جای هردو به کار رفته است.

2ـ پسوند ic معادل "ی" و " گونه" است. اگر Electronic را الكترونيكي ترجمه نماييم به اين معني است كه يكبار پسوند ic را عینا" مورد استفاده قرار داده ایم و یکبار هم آن را ترجمه نموده ایم. پس بهتر است یا "الکترونی" ترجمه کنیم و یا خود" الکترونیک" را مورد استفاده قرار دهیم. گرچه کلمه نادرست "الکترونیکی" را خیلی جاها می بینیم.

۳ـ Intelectual Property  را عمدتا مالکیت فکری/معنوی ترجمه کرده اند اما من " دارایی فکری" را ترجيح می دهم.

/ 7 نظر / 6 بازدید
ARM

Agree with you to some extent. But, consider the possibility of being a virtual worker in a country such as Iran. When people can not investigate in a company such as Gold Quest or we'd better say they are not allowed to, how those two issues you are raising can be converged? To what extent have we provided people with information technolog facilities? Bill Gates is one among some 7 trillion. Well, in fact, let say, there are a few like Gates. Most of people living in Africal don't even know how to use condom to avoid HIV, let alone using IT to get rich. The issue of knowledge vs wealth will be open to discuss for ever. Let's not colse its gates. Regards, ARM

حسين

Dear ARM, Many thanks for your rich comment. You have approached the problem critically and I agree with you to some extant. However, the inequality in IT access and use, the impossibility of investigation in Gold Quest and the limitation of imperial pieces of evidence, cannot blur my argumentation on “theoretical integration of knowledge and wealth." Yes the issue of knowledge vs wealth will be a matter of discussion for ever and I have just wanted to say that these two sources of power, have become more united than in the past. Your comment encouraged me to have a post titled “positive and negative attitudes towards IT” and also inspired me to have another post for sociological analysis of Gold Quest. Again thanks and I invite you in advance to read my new posts during this week. Yours, Hosein

احمد

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین . دوست عزیز ، آیا شما فکر می کنید که اسلام دین غم و غصه و عزاداری است ؟ نظر شما درباره این حدیث از اصول کافی چیست : از جابر از امام باقر علیه السلام روایت است که گوید : به ایشان گفتم : جزع چیست ؟ ایشان فرمودند : شدیدترین نوع جزع شیون ، گریه و زاری ، زدن به صورت و سینه و کندن موی پیشانی است . و هر کس که مجلس نوحه و عزاداری برپا کند صبر را ترک گفته و راهی غیر از آن برای خود برگزیده است . و هر کس که صبر پیشه کند و الله را سپاس و حمد گوید به آنچه الله برای او قرار داده و مقدر کرده راضی شده و اجرش با الله است . و هر کس که این گونه عمل نکند قضای الهی بر او جاری می شود در حالی که او زشت و نکوهیده است و الله عملش را حبط و باطل می کند . ( اصول کافی : کتاب الجنائز : بَابُ الصَّبْرِ وَالْجَزَعِ وَالاسْتِرْجَاعِ ) .

حسين

احمد آقای عزیر من هیچگاه فکر نکرده ام که اسلام دین غم و غصه وعزاداری است. نمی دانم از کجای وبلاگ من چنین برداشتی می شود کرد؟ من متخصص علوم اسلامی نیستم و فکر می کنم شماهم اشتباه تشریف آورده اید. در هر صورت به خاطر ذکر حدیث و یاد آوری تان تشکر می کنم.

محمد

البته علم بهتر است ولی بنظر من باید اول ثروت کسب کرد بعد علم اول ثروتی بدست آورد تا هنگام کسب علم محتاج دیگران نباشی

عبدالجبار 09355548748

اینجانب کارشناس حقوق - فارغ التحصیل حوزوی - و مربی قرآن در مساجد و مهارتهای هفتگانه رایانه را نیز گذرانده ام بیکار و محتاج نان شب و مجرد 31ساله نه خانه دارم و نه کار در چند ازمون استخدامی شرکت کرده قبول شدم ولی از مصاحبه افتادم در آزمون وکالت نیز پذیزفته شدم ولی از وکالت خوشم نمی آید زیرا احتمال لغزش و خطا بسیار است. وفکر هم نکنید که ثروتمندم و راحت درس خواندم نه ،از شنبه تا چهارشنبه در حوزه درس می خواندم و چهارشنبه و پنچ شنبه و سه ماه تعطیلی تابستان کارگری می کردم و راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی را بدون اینکه هیچکس بداند غیر حضوری درس خواندم وقتی که دانشگاه قبول شدم همه تعجب کردند که چگونه ریاضی و زبان انگلیسی را بدون استاد خوانده و قبول شدم وقتی که شبها همه طلاب می خوابیدند من تنها در گوشه ای از مسجد درس می خواندم و در امتحانات اجازه ساعتی می گرفتم و هیچکس نمی دانست که به امتحان می روم اینقدر تلاش کردم و در دانشگاه قبول شدم ولی الان از بیکاری و نیاز فکر نمی کنم که زحمت بیهوده کشیده ام زیرا خداوندی که مرا توفیق درس خواندن داد زحمات مرا بی اجر و پاداش نخواهد گذاشت و سخنان رسولش حضر

عبدالجبار 09355548748

هیچ علم و دانشی را بی اجر و پاداش نخواهد گذاشت و سخنان فرستاده اش حضرت محمد(ص) و امیر المومنان حضرت علی(ع) را بی گمان مورد تایید قرار خواهد داد (فی الدارین او فی دار الاخره) خداوندا بما لباس تقوا با علم و دانش بپوشان خداوندا ما را از سربازان امام زمان حضرت مهدی (ع) قرار بده خداوندا ما را به هیچکس بجز خودت محتاج مگردان و روزی حلال عطا بفرما اللهم صل علی محمد و علی آل محمد الی یوم القیامه اللهم العن اعدائهم الی یوم القیامه آمین یا رب العالمین