انتخاب رشته و شغل در عصر اطلاعات

     این روزها تب انتخاب رشته در بین کنکوری ها بالاست. به این بهانه در این نوشتار به تحلیل و بررسی مسایل انتخاب رشته و شغل و ارایه راه حل های پیشنهادی برای حل آنها می پردازم. تصور کنید این نوشتار را یک معلم ـ و نه بلاگر ـ  نوشته است تا شما را از دبیرستان تا تحصیلات تکمیلی همراهی نماید.

    سال اول دبیرستان کنجکاو هستیم در مورد رشته مختلف تحصیلی بیشتر بدانیم. بنابر این از هرکسی که فکر می کنیم می تواند ما را در انتخاب رشته راهنمایی کند، سئوال می پرسیم. مانده ایم کدام رشته را انتخاب کنیم؛ یکی می گوید فقط ریاضی فیزیک. دیگری علوم تجربی را بهتر می داند. آن یکی هنرستان را می پسندد، این یکی کار و دانش و بضعی هم علوم انسانی را. بر سر دو راهی انتخاب مانده ایم. از مشاور که می پرسیم بر اساس فرم مخصوصی که دارد ما را راهنمایی می کند و گاهی هم کار را به خود ما می سپارد. باز نمی توانیم با اطمینان یک رشته را انتخاب  کنیم؟

این وضعیت طبیعی است. چون هنوز چیزهایی لازم است که نمی دانیم. انتخاب موفقیت آمیز یک رشته تحصیلی بر اساس چند ملاک مهم صورت می گیرد:  

 -علاقه

 -استعداد

-منزلت اجتماعی ـ اقتصادی مشاغل مربوط به آن رشته

-وضعیت بازار کار مشاغل مربوط به آن رشته

 

 

 

    یک دانش آموز دبیرستانی برای انتخاب رشتهتحصیلی خود به چیزی بیش از یک مشاور مدرسه نیاز دارد. هیچ کس غیر از خود ما ازعلایق ما با خبر نیست. پس ابتدا باید به شناخت علایق خود اقدام کرده باشیم. علاقه،منبع انرژی ما در رسیدن به هدف یا اهدافی است که از یک رشته خاص دنبال می کنیم. بدون انرِژی در وسط راه خوهیم ماند و یا همیشه نیاز خواهیم داشت کسی ما را به ادامهراه تشویق کند. بیشتر آنهاییکه در کاری موفق شده اند به انتخاب خود، علاقه داشتهاند. علاقه درونی است، نمیتوان آن را با منبعی بیرونی جبران کرد. پس اگر به رشته ای علاقه نداشتیم در واقع به این معنی است که نمی خواهیم در آنزمینه موفق شویم. اگر کسی چیزی را نخواهد برای رسیدن به آن تلاش نخواهد نمود. بااین توصیف، علاقه مهمترین ملاک در انتخاب یک رشته یا شغل است.

   ملاکدوم در انتخاب رشته داشتن استعداد است. پس ما باید استعداد هایمان را هم بشناسیم. نمرات دروس مختلف دوره راهنمایی و دبیرستان ما را در شناخت استعداد هایمان اندکیکمک خواهد کرد. بنابر این فرم انتخاب رشته ای که مشاور مدرسه به ما می دهد، فقطبخشی از آنچیزی است که برای انتخاب رشته نیاز داریم. استعداد مجموعه ای از تواناییهای بالقوه ماست که به کمک علاقه آنها را تحقق خواهیم بخشید و برای رسیدن بهاهداف مان از آن استفاده خواهیم نمود. اگر این مجموعه توانایی ها را نداشته باشیمبرای ادامه راه دچار مشکل خواهیم شد. البته دیگران هم می توانند در شناخت استعدادهای ما به ما کمک کنند. در این زمینه چه کسی بهتر از معلم.

پساز علاقه و استعداد نوبت به منزلت اجتماعی ـ اقتصادی مشاغلی می رسد که انتخاب یکرشته در نهایت به آنها ختم خواهد شد. منزلت اقتصادی مشاغل از این نظر اهمیت دارد کهما نیاز های مادی و برخی از نیاز های روحی خودمان را از طریق شغل مان مرتفع خواهیمنمود و نمی توانیم از آن چشم پوشی کنیم. براساس پژوهش های جامعه شناسان کار و شغل،پزشکی رشته ایست که در تمام جوامع از منزلت اجتماعی ـ اقتصادی نسبتا خوبی برخورداراست. اگر علاقه و استعداد پزشکی داشتیم، با خیال نسبتا" راحتی می توانیم این رشتهرا انتخاب کنیم

   وضعیت بازارکار نیز اهمیت زیادی دارد. تحصیل در رشته هایی که منجر به بیکاری شود، عاقلانه نیست. البته این ملاک بدون در نظر گرفتن ملاک های قبلی  نمی تواند سودمندی زیادی برایانتخاب رشته و شغل داشته باشد. پس ما مسیری را انتخاب می کنیم که دست کم احتمالمتوسطی برای شاغل شدن بعد از اتمام تحصیلات وجود داشته باشد.

هیچکس غیر از خود ما موظف نیست به این چهار ملاک توجه کند. فقط خود ما هستیم که باراهنمایی های دیگران مسول انتخاب راه آینده ایم. علاقه و استعداد برای یک رشتهبسیار مهم است و به هیچ وجه نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. دو ملاک دیگر بیرونی ونسبتا کم اهمیت هستند. چون در معرض تغییرات اجتماعی و اقتصادی هستند

   بهترینراهنما برای ما کسی است که خودش این مراحل را طی کرده باشد و با رشته های دانشگاهیو مشاغل به خوبی آشنا باشد. شاید این راهنما یک استاد دانشگاه باشد. یک استاد خوددر دبیرستان بوده است، احتمال" چند سیستم دانشگاهی را تجربه کرده است، با مشاغلجامعه هم آشنایی نسبی دارد. آینده تحصیلی و شغلی ما آن قدر مهم است که اگر لازمباشد باید زانو بزنیم و از استاد، راهنمایی بخواهیم

   دوراهی انتخاب رشته در کنکور دانشگاهها هم وجود دارد. نمی دانیم در زیر مجموعه ای کهدر آن شرکت کرده ایم کدام رشته را انتخاب کنیم. در این مرحله به اقدامات بیشتری نیاز داریم. چون می خواهیم فعالیت های خودمان را در زمینه ای تخصصی محدودکنیم که به شغل آینده مان بسیار نزدیک است. در مورد انتخاب رشته در کنکور، بحثعلاقه و استعداد مشابه مراحل پیش از دانشگاه است. اما در بعد منزلت اجتماعی ـاقتصادی و بازار کار نیاز به یک پژوهش اکتشافی داریم. اگر بر سر دوراهی انتخاب رشتهیا دانشگاهی مانده ایم، بهترین کار این است که با چند نفر از اساتید و دانشحویان آنرشته یا دانشگاه صحبت کنیم و اطلاعات مان را بروز نماییم و یا در صورتی که دسترسیبه دانشگاه یا دانشجویان نداشتیم، دست که با کسانی که در این زمینه اطلاعات دارندمشورت کنیم. اگر می بینیم لیسانس ادبیات فارسی گرفتن ، به مثراژ خیابانها منتهیمی شود، عاقلانه نیست بدون داشتن شغل، در دانشگاه، ادبیات فارسی بخوانیم.

   درانتخاب رشته های دانشگاهی حتی باید از محتوای دروس آن رشته ها هم باخبر شویم. زیراچهار سال با ما خواهند بود. بعضی ها فقط با شنیدن اسم رشته ها و با برداشت مفهومیکه خودشان از رشته ها دارند، به انتخاب آنها اقدام می کنند. اینکار ممکن است بعدا" منجر به تغییر رشته گردد.     اگر راه را در دبیرستان به درستی طی کردهباشیم در انتخاب رشته خود دچار مشکل نخواهیم شد. برخی از دانش آموختگان کارشناسی،درست همانند بچه  های سال اول دبیرستان، درانتخاب رشته کارشناسی ارشد دچار مشکل می شوند. این دانش آموختگان به احتمال زیاد درزندگی خود اهداف مشخصی را دنبال نمی کنند و یا مسیر های قبلی خود را با آگاهی کاملطی نکرده اند. هر چه به مقطع دکترا نزدیک تر می شویم، انتخاب ما سرنوشت ساز تر میشود. در این مقاطع انجام یک پژوهش اکتشافی برای شناخت رشته ها و وضعیت فعلی آنها درجامعه، حیاتی است.

   خوشبختانه ازدبیرستان تا دانشگاه، راه برای تغییر مسیر باز است. اما نکته مهم آن است که تغییردر هر مرحله به آسانی صورت نمی گیرد و هزینه دارد. مثلا تغییر رشته از مهندسی به علوم اجتماعی حتما" با چند واحد سوغاتی به نام "دروس پیش" همراه خواهد بودو این پیش خوردن از نظر زمانی ما را عقب می اندازد

    پس از اتمام تحصیلات در انتخاب شغل نیز بر سردو راهی می مانیم. پیش از هر توضیحی در این زمینه، ابتدا باید در مورد ماهیت مشاغلدر عصر اطلاعات توضیح دهم. مشاغل در عصر اطلاعات، بسیار متغیر، دانش بنیان، متنوع،کارآفرینانه و مبتنی بر IT است. اگر در عصر اطلاعات به دنبال میزی هستیم که در پشت آن استراحتکنیم و حقوق مان را هم سرماه بدهند در گذشته دوری سیر می کنیم. عصر اطلاعات،عصر سبد شغلی است. الزامی نیست که ما کارمند دولت یا یک شرکت خصوصی باشیم. می توانیم سبدی از مشاغل را داشته باشیم و این سبد را مدیریت کنیم. پژوهشگری،مشاوره، تدریس و تجارت الکترونیک می تواند سبد شغلی ما را تشکیل دهد. در عصراطلاعات اشتغال ما به درجه کار آفرینی ما بستگی دارد. هر اندازه نوآور باشیم احتمالبیشتری وجود دارد که در شغلی موفق شویم. اگر رشته ای را خوانده ایم که به آن علاقهنداشته ایم و به احتمال زیاد تخصص چندانی هم به دست نیاورده ایم، همان بهتر که بهدنبال میز های خالی در ادارات بگردیم.

   همانطور که پیشتر گفتم، مشاغل عصر اطلاعاتمبتنی بر IT است. یک مهندس نرم افزار یا دیپلمه کامپیوتر می تواند با یککامپیوتر 200هزار تومنی برای خود شغلی ایجاد کند. ساده ترین کار ممکن تایپ و تکثیر CD است. کاربری حرفه ا ی کامپیوتر و طراحی نرم افزار نیز در مراحلبعدی قرار می گیرند. فناوری اطلاعات تمام مشاغل را دگر گون کرده است. لازم نیست یکمهندس نرم افزار حتما استخدام جایی باشد یا یک تاجر حتما" حضوری همه کارهای خود راانجام دهد(البته در ایران هنوز نیمه الکترونیک هستیم). در عصر اطلاعات بسیاری ازمشاغل پیشین رونق خود را از دست می دهند؛ عکاسی سنتی و عکاسی دیجیتال در نظربگیرید. اگر عکاس سنتی از بیکاری و کسادی بازار خود بنالد به دلیل این است که تغییرات اجتماعی  و فناورانه در عصر اطلاعات رادرک نکرده و آن را مدیریت ننموده است. این عکاس برای بقا نیازمند بکار گیری هنردیجیتال است.  اگر یک فروشگاه گوشی هایتلفن ثابت از بازار گوشی های تلفن همراه غافل بماند بدون شک از سود خود خواهد کاست. اگر استادی Online نباشد فرصت های بیشماری را از دست خواهد داد. اگر  اداره ای Paperless نباشد، کارمندانش از عهده ارباب رجوع دیجیتال بر نخواهند آمد. اگر دانشجوی ارتباطات، درس سایبر ژورنالیسم را نگذرانده باشد، خود را برای روزنامهنگاری در عصر اطلاعات آماده نکرده است و چه بسا با ظرفیت محدود اشتغال در روزنامههای سنتی و علی رغم فرصت های نامحدود اشتغال در فضای سایبری، بیکار بماند.

    یکمشکل عمده نظام آموزشی ما این است که به دانش آموزان و دانشجویان مهارت های زندگیدر عصر اطلاعات، از جمله مهارت های کسب و کار و کار آفرینی را آموزش نمی دهد. راهحل این است که ما خودمان با شرکت در کلاسهای آزاد این ضعف را جبران کنیم. در عصراطلاعات میز کار را خودمان می سازیم، رئیس، خودمان هستیم. کارفرما و کارگزار هم. همه اینها نیز به توانایی های فکری، دانشی و مهارتی ما بستگی دارد. البته این گفتهبه معنی این نیست که مشاغل استخدامی کارایی ندارند؛ بلکه به معنای تغییر ماهیت کارو شغل در عصر کنونی است و ما باید با نوعی آینده اندیشی، شغل مان را انتخاب کنیم واینگونه نباشد که بعد از 25 سال کار کردن در یک اداره و بازنشست

/ 7 نظر / 37 بازدید
سوشيانت

تو هم زدی تو کاره انتخاب رشته کلک

به سوشيانت

بدون شک راهنمای خوبی در زمینه انتخاب رشته و شغل هستم. اما از خیلی وقت پیش می خواستم پستی در این زمینه داشته باشم. چون دبیرستانی، پشت کنکوری، لیسانس و فوق لیسانس های زیادی رو دیدم که در مورد انتخاب رشته های مقاطع بالاتر با مشکل مواجه بوده اند. این نوشته فقط به خاطر کمک به این دوستان بوده و بس. البته اگه شما وسوسه می شید می تونید تو خط انتخاب رشته بیفتید، پــــــــــــول توش زیاده!

مری

ميدونم پول توش داره. اما اول شدن اينه که اگه به يه وبلاگ اولين نظر رو بدی کلی بايد حال کنی منم خوشحال ميشم وقتی اول ميشم

سوشيانت

خب مری جوابتو داد نه؟ دوسته خوبيه آنلاين بود زود تر از من نظر داد

سوشيانت

آخرين مطلبه برنادت رو بخون آپ هستم

مکافاتr

خیلی ممنون از راهنماییتون [زبان][ماچ]