حکایت توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران

   پیش تر نوشتم که" علوم انسانی ماهیتا" از فناوری دور است و دانشمندان علوم انسانی برای رسیدن به IT بايد مدتی در ايستگاه علوم اجتماعی توقف کنند و به همراه دانشمندان علوم اجتماعی به دانشمندان میان رشته ای IT بپيوندند تا به IT برسند. اما این ایستگاه هنوز Under Construction  است؛ به عبارتی ما هنوز به اندازه کافی متخصص ميان رشته ای IT نداريم. پس مدتی طول خواهد کشید تا جاده IT آسفالت شود و دانشمندان علوم انسانی و مهندسی بتوانند در این مسیر دو طرفه به راحتی مسافرت کنند." بر اساس قولی که به محمد داده بودم، در این نوشتار با استفاده از تمثیل "بزرگراه" و با این فرض که در مثل مناقشه نیست، به بسط مضمون جمله آغازین و شرح حکایت توسعه IT در ایران خواهم پرداخت.

    برای احداث یک بزرگراه (کلان بین شهری) ابتدا نیاز به امکان سنجی و مطالعات اولیه است و اگر نتیجه مثبت بود طرح و نقشه تفصیلی مربوطه تهیه می گردد و یک تیم مهندسی عمران، کار را شروع می کند. در تمام مراحل احداث نیز گروهی بر کیفیت و فرایند کار نظارت می کنند تا کار فاز به فاز آماده شود. پس از اتمام زیر سازی و آسفالت بزرگراه، نوبت به کارشناسان راهنمایی و رانندگی می رسد تا تابلو ها و علایم راهنمایی و رانندگی را در بزرگراه نصب کنند. امکانات حاشیه بزرگراه هم کم کم فراهم می شود تا مسافران با رفاه و امنیت کافی و به سهولت در این بزرگراه تردد کنند.

   همانطور که پیشتر گفته ام تفکر حاکم بر امور IT در کشور، تفکری مهندسی بوده است و با اینکه IT از هر رشته دیگری میان رشته ای تر و فراگیرتر است، حتی کار هایی که برای ایجاد بزرگراه مثالی ذکر کردم، به دقت انجام نشده است. در ابتدا چنین تصور شده است که IT کار مهندسان مخابرات، نرم افزار و سخت افزار است و سایر تخصص ها حاشیه ای و یا اصلا" نا مربوط به IT هستند. پس مهندسان مخابرات به توسعه (ناکافی) زیر ساخت شبکه های ارتباطی، مهندسان نرم افزار به تولید(غیر استاندارد) نرم افزار و مهندسان سخت افزار به توسعه (مونتاژ گونه) سخت افزار پرداخته اند. نتیجه این شده است که هر جا سخن از IT به میان آمده، صحبت از کامپیوتر، فیبر نوری، اینترنت و برنامه های تحت شبکه بوده است. بر این اساس، دو ر از انتظار نبوده است که در غیاب سایر متخصصان فناوری اطلاعات از جمله: آموزش شناسان IT، جامعه شناسان جامعه اطلاعاتی، ارتباط شناسان، حقوقدانان فناوری، اقتصاد دانان IT و متخصان مدیریت فناوری اطلاعات، ماشین IT ایران پنچر بوده باشد و همه کاره های هیچ کاره، به جای عیب یابی، اصرار بر افزایش سرعت آن داشته  باشند. جای شک نیست که تعمیر موتور مولتی سیستم این ماشین، علاوه بر مهندسان، به تیمی از متخصصان میان رشته ای IT  نیاز دارد. اگر این را قبول نداشته باشیم، همانند مسئول  سابق IT از همگانی نشدن IT در کشور خو اهیم نالید و هیچگاه علت این امر را هم نخواهیم دانست. به دلیل دوران طولانی سلطه تفکر مهندسی بر IT کشور، امروز جای تعجب ندارد، فردی که فلسفه خوانده است و یک نفر دیگر برایش یک سی دی تهیه کرده است، به دبیری شورای عالی اطلاع رسانی برسد و به جای سخت افزار و نرم افزار بر محتوا تاکید نماید. جای تعجب نیست که همان مهندسان هنوز در ترجمه Information Society به جامعه اطلاعاتی یا جامعه اطلاعات در مانده باشند. با این توصیف پرسشی که مطرح می شود عبارت از این است که از بین همه نوع متخصص IT چه کسی صلاحیت دارد که سکان مدیریت کلان IT را در دست گیرد. برای یافتن پاسخ، نگاهی به ذیل بیندازید:

آسمانی: 

         نام زیر مجموعه       مثال

·          علوم انسانی(الهیات یا فلسفه)

·          علوم اجتماعی (جامعه شناسی)

·          علوم میان رشته ای IT (مطالعات ارتباطی )

·          علوم مهندسی  (مهندسی IT).

زمینی :

    

    علوم انسانی<___ علوم اجتماعی ___ علوم میان رشته ایIT ___>علوم مهندسی IT

کلمه آسمانی در اینجا مترادف با تئوریک بودن و زمینی مترادف با عملی بودن است و برا ی ارزشگذاری علوم مذکور به کار نرفته است؛ ابزارهایی مفهومی هستند برای بیان منظورم.  گفته ام که علوم انسانی (با تقسیم بندی خودم) ماهیتا" از فناوری دور است. چون موضوعش بسیار کلی و آسمانی است و به موضوعاتی همچون رابطه انسان با آفریننده و آفرینش یا مفهوم انتزاعی وجود می پردازد. فناوری اطلاعات زمینی است، پس مستقیما" به موضوعات آسمانی مرتبط نیست. علوم اجتماعی اندکی زمینی تر از علوم انسانی است. مثلا در جامعه شناسی نمی توان صرفا" نظریه پردازی کرد (آسمانی بود) بدون اینکه به واقعیت(زمین) مراجعه نمود. پس علوم اجتماعی اندکی به فناوری اطلاعات نزدیکتر است. علوم میان رشته ای IT از طرفی دارای پشتوانه نظری هستند و از سوی دیگر به فناوری پیوسته اند؛ به عبارت دیگر واسطه بین علوم اجتماعی و  مهندسی IT هستند.  اگر گفته ام که جاده فناوری اطلاعات باید آسفالت شود، به این دلیل بوده است که یک متخصص علوم انسانی که دغدغه ارزشهای انسانی را دارد، بدون متخصصان واسطه مانند جامعه شناس IT یا متخصص مطالعات ارتباطی نمی تواند زبان فنی مهندسی IT را بفهمد. یا حتی حقوقدانی که متخصص میان رشته ای IT نباشد، نمی داند دزدی معنوی در فضای سایبری واقعا راحت تر از آب خوردن است(کپی پیست رو می گم). پس برای اینکه نظام یکپارچه ای بین علوم مرتبط به IT ایجاد شود، باید یک زنجیره تخصصی بین متخصصان این علوم پدید آید و هر کس در این زنجیره در جایگاه مربوط به خود بنشیند و آثاری پدید آورد که زبان متخصص قبل و بعد خود را به همدیگر نزدیکتر سازد. من فراهم شدن این زمینه را اصطلاحا" آسفالت شدن جاده IT نامیده ام تا ملموس تر باشد. این مسیر دو طرفه است؛ همانطور که متخصان علوم انسانی در این بزرگراه به مقصد مهندسی IT رهسپار می شوند، مهندسان IT هم می توانند به سمت مباحث اجتماعی و انسانیIT حرکت کنند، اما باید در نظر داشته باشند، همانظور که یک فیلسوف نمی تواند بدون گذراندن دروس الزامی مهندسی IT در زمینه امنیت اطلاعات اظهار نظر تخصصی بکند، آنها نیز نمی توانند بدون گذراندن نظریه های جامعه شناختی و ارتباطی مربوط به Information Society ، به نظر (نه نظریه ) پردازی در این زمینه بپردازند و یا بدون گذراندن نظریه های یاد گیری، صحبت از مباحث آموزشی e-learning کنند. 

    برای اینکه مثالی از اهمیت درک زیان تخصصی IT در بین متخصصات مربوطه ذکر کرده باشم، کلمه پهنای باند را در نظر بگیرید. شاید یک فیسوف با شنیدن این کلمه مفهومی شبیه عرض یک خیابان به ذهنش برسد. یک جامعه شناس ممکن است از این کلمه سرعت شبکه به ذهنش خطور کند که شاخص آن مدت زمان لود شدن یک صفحه وب باشد و نه بیشتر. یک متخصص مطالعات ارتباطی که از نظر تخصصی به مفاهیم فنی نزدیک تر است، ممکن است از پهنای باند، بستر مخابراتی برای ترافیک شبکه را استنباط کند و بالاخره در ذهن یک مهندس IT تفاضل بالاترین و پایین ترین فرکانس در یک خط ارتباطی تداعی شود. مطمئنا یک مهندس اگر بخواهد با این فیلسوف ارتباط تخصصی برقرار کند باید به تشبیه پهنای باند به عرض خیابان بسنده کند و گرنه باید ابتدا توضیح دهد که فرکانس چیست؟!! اما توضیح جامعه شناس برای وی براحتی قابل درک خواهد بود چون فضای مفهومی جامعه شناسی به ذهن وی نزدیکتر است. این فیلسوف اگر بیشتر علاقمند باشد، باید سراغ متخصصان دیگر برود. این مثال را آوردم تا اهمیت ارتباط بین متخصصان IT را شرح داده باشم . البته در این میان افرادی که در دو یا چند رشته ناهمگن تخصص داشته باشند، همه اینها را به تنهایی متوجه می شوند و من آنهارا استثنا می پندارم. با این توضیحات بهتر می توانم به تحلیل وضعیت IT بپردازم.

    تفکر مهندسی حاکم بر حوزه IT آنگونه بوده است که مطالعات اولیه و زیر سازی بزرگراه IT بدون حضور سایر متخصصان صورت گرفته و در ابتدای کار ابعاد فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، حقوقی، مدیریتی، اجتماعی، سیاسی و غیره در معماری این بزرگراه جایی نداشته و یا کمتر به آنها پرداخته شده است. نتیجه مثل بزرگراه های غیر استانداردی شده که ماشین های تردد کننده در آنها هر ساله هزینه های بسیار زیاد، اما ناملموسی را از بابت معماری غیر تخصصی آن می پردازند. تنها کاری که برای رفع مشکل این بزرگراه ها می شود، اندکی آسفالت ریزی آن هم توسط کارگران ساده و نه مهندسان عمران است. بزرگراه IT در ایران وضعیتی وخیم تر از این دارد اما ناملموس است. هنوز حقوق IT در کشور ضمانت اجرایی پیدا نکرده و قضات و حقوقدانان سایبری تربیت نشده اند. هنوز e-learning ، ارایه محتوای کلاسهای حضوری از پشت پنجره ای به نام IT قلمداد می شود(دانشگاه خواجه نصیر) چون مهندسان نرم افزار این دانشگاهها خودشان را به توان 3 تحویل گرفته اند و بی نیاز از آموزش شناسان IT دانسته اند. همانها تجارت الکترونیک را گرایشی در مهندسی IT تعریف کرده اند و نه در اقتصاد. هنوز به جامعه شناسان نیازی نیست که بگویند چرا این همه کامپیوتر در ادارات ریخته اما محجب مانده اند؟ و خلاصه اینکه ماشین پنچر IT بدون متخصصان غیر فنی IT پیش می رود و راهبران این ماشین حتی نمی دانند کدام لاستیک پنچر شده است. ما نیاز داریم پس از آنکه زیر ساخت سخت افزاری IT فراهم شد، سکان مدیریت را به دست متخصصان میان رشته ای(ترجیحا" مدیریت IT) بسپاریم. اگر زیر ساخت سخت افزاری و فرهنگی آماده باشد، ماشین IT شتابی خواهد گرفت که دیگر نمی توان آن را متوقف کرد. بله آسفالت جاده فناوری اطلاعات، در توان تیمی از متخصصان IT است که مهندسی فقط یکی از آن تخصص ها ست. در غیر اینصورت، هزینه ها هدر خواهد رفت، ماشین ها در بزرگراه IT پنچر خواهد شد، راه بندانهای این بزرگراه همه را زمین گیر خواهد کرد و  الکامپ ها بی رونق خواهند ماند.  

 

اما چاره کار چیست؟

    ابتدا باید یک متولی اصلی جهت مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک IT با دیدگاهی چند بعدی به مطالعه و برنامه ریزی توسعه IT بپردازد و تمام سازمانها تحت نظارت ـ اما نه بر اساس دستورات بالا به پایین ـ این متولی برنامه های خود را عملی سازند. کمیته های تخصصی این متولی نیاز به یک تنوع تخصصی دارد و لازم است ضمن حفظ این تنوع تخصصی، در کار خود بسیار هماهنگ عمل کنند. برای اینکه این هماهنگی را برجسته کرده باشم،مانور های نمایشی خلبان ها را در نظر بگیرید. در این مانور ها معمولا" یک نفر اسکاد ران است و هدایت تیم پرواز را بر عهده دارد. همه هواپیما ها سرعت و جهت شان را به گونه ای تنظیم می کنند که نتیجه کار رسیدن به هدف مشترکی باشد که همگی برای آن پرواز کرده اند. هماهنگی آنها برای تماشاگرانی که بر روی زمین هستند مثال زدنی است. اعضای تیم هدایت کننده IT

/ 9 نظر / 12 بازدید
سوشيانت

بروزم بيا خوشحال ميشم اول شدم هييييييييييييييييييی

به سوشيانت

متشکرم، حسین

به عباس

سلام و صد سلام مخلص هر چی فیلسوفه هستیم. به خصوص اگه اینترنتی هم باشند. من قصدم گیر دادن به فلسفه نیست، بلکه فیسوفیه که در جایگاهی ناشایسته خود نشسته باشه. خودم اگه می خواستم علوم انسانی بخونم حتما فلسفه رو انتخاب می کردم. موفق باشید. حسین

معين

دوست عزيز از لطف شما ممنونم.موضوع را کاملتر از مطلب قبلی شکافته ايد و راهکار های خوبی با زبان قابل فهم برای کسانی که بخواهند بفهمند نوشته اید. اما حسین جان مشکل ما در این سرزمین سوخته آن است که بسياری از اهالی قدرت خود را همه چيز دان و مسئله شناس و جواب دان اعظم می دانند و در عين حال نياز به پاسخگويی در باره عواقب تصميمات خود را احساس نمی کنند. در بار بند بند نظرات دقيق شما می توان بحث کرد و تصميم مناسب گرفت اما غير تسليم و رضا کو چاره ای