گزارشي از روز اول كنفرانس WSIS در تهران ـ 10 خرداد 84

 

    ساعت 30: 8 دقيقه به محل همايش هاي بين المللي تهران رسيدم. افراد زيادي از مسئولان سالن اين طرف و آن طرف مي رفتند. با راهنمايي يكي از آنها براي ثبت نام به طبقه دوم رفتم. در نگاه اوليه متوجه وجود مانيتورهاي LCD چسبيده به هم و متصل نشده به سيستم در سايت كامپيوتر شدم. اين وضعيت براي من يك پيام اوليه داشت: كنفرانس به خوبي برنامه ريزي نشده است. اين مورد براي قضاوت كلي كافي نبود، بنابراين آنرا به حساب علاقه بيش از حد خودم به Online شدن روزانه گذاشتم.  صف ثبت نام طولاني نبود و نوبت من هم رسيد اما از كارت خبري نبود. اين امر براي من كه از 330 كيلومتري تهران به آنجا رفته بودم اندكي گران آمد. البته اين مشكل، خاص من نبود و اكثر آنهاييكه از طرف NGO ها آمده بودند كارتشان صادر نشده بود. جناب آقاي حاجيلي دبير انجمن IT جوانان ـ كه من از طرف اين انجمن در كنفرانس شركت كرده بودم ـ مثل هميشه دل نگران صدور كارت ها بود و ليست اعضا را براي صدور به خانمي كه در گوشه سالن براي همين كار آنجا بود، داده بود و مصرانه مي خواست كه اين كار زودتر انجام شود. ايشان مشغول صدور كارت ها بو دند که آقايي (البته شايسته كلمه ديگري است) بي سيم به دست تشريف آورد و به خانم گفت:"چه كسي به شما گفته است كه كارت صادر كنيد." همگي بر آشفته شديم. من گفتم جناب اين وظيفه شماست كه پيگير اين كار باشيد و ما با دعوتنامه شما در اينجا حاضر شده ايم و گرنه بيكار نبوديم. دوستان ديگري نيز جملات مشابهي را بيان كردند. تا اينكه ايشان پس از دستور مقامات شوراي عالي اطلاع رساني، با اندک شعوری که داشتند، به صدور كارت رضايت دادند و براي ما "كارت ميهمان" صادر شد. گويا براي تماشا دعوت شده بوديم. در اين حال و هوا بود كه متوجه حضور استاد ارجمند جناب آقاي دكتر معتمد نژاد در سالن شدم. به سويش رفتم و با ايشان و آقاي دكتر جلالي احوالپرسي كردم. دكتر جلالي رفت و من توانستم مثل هميشه از فر صت به دست آمده سوء استفاده كنم. احتمالا ايشان نيز كارت نداشتند چون از طرف انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي(در حال اتمام مراحل ثبت و عضو گيري) شركت كرده بودند. بعد از پاسخ دادن به پرسش استاد در مورد كارهاي فعلي خودم، از راهنمايي هاي ايشان استفاد نمودم. اندكي بعد دكتر شكر خواه تشريف آوردند و من خداحافظي موقتي از استاد كردم تا ايشان را با يكي از بهترين شاگردانشان تنها بگذارم.

  برنامه ريزي از نوع ايراني اش تابلو بود. هنوز سايت كامپيوتر براي استفاده آماده نبود ژاپني ها (يا كره اي ها) كه مي خواستند با استفاده از لپ تاپ هايشان بيشترين استفاده را از وقتشان بكنند دايما به مهندسان بي خيال (آنهايي كه بي حال داشتند سرويس اينترنت را آماده مي كردند) مراجعه مي كردند و به خاطر عدم برقراري ارتباط Wireless از آنها گلايه مي كردند. من گشتي در سالن كنفرانس زدم تا محيط را بهتر بشناسم. برخي از شركتهاي فعال در زمينه IT در نمايشگاه جانبي كنفرانس شركت كرده بودند كه از بين آنها ”دبيرستان هوشمند شهيد آقايي” خيلي جالب بود. مسئول غرفه با شور و شوق خاصی توضيح مي داد كه چگونه آموزش در اين آموزشگاه IT-based است و دانش آموزان حتي برخي از شب ها را در آموزشگاه مي خوابند. به خودم گفتم كاش مسئولان و معلمان اندكي مي جنبيدند تا همه مدارس چنين سيستمي داشته باشد. البته نه بعد از ۲۰سال.

  در كارت ما نوشته شده بود ميهمانان در طبقه دوم تشريف داشته باشند. من در بازي براي ورود به طبقه دوم پيدا نكردم. به سايت كامپيوتر برگشتم . چند دقيقه اي به ساعت ۱۰ مانده بود و ارتباط wireless برخي از كامپيوتر ها بر قرار شده بود. پشت يكي از آنها نشستم. email خودم را چك كردم و سري نيز به سايت كنفرانس زدم، update نشده بود. مي خواستم سايت شركت هاي بورسي را نيز چك كنم كه آقايي( ژاپني يا كره اي) با راهنمايي يكي از مسئولان سايت، براي استفاده از اينتنرت، پشت كامپيوتر سمت راست من نشست. من آن كامپيوتر را كنترل كرده بودم آن موقع متصل نبود. جناب مسئول، Explorer آن را اجرا كرد و با اينكه  Eror DNS داد ايشان را ترك كرد. من كه زير چشمي اوضاع را تحت نظر داشتم ديدم كه كامپيوتر ايشان هنوز متصل نيست، ايشان از من كمك خواستند و من گفتم  براي رفع مشكل آن كامپيوتر وقت زيادي لازم است و از ايشان خواهش كردم كه از كامپيوتري كه من استفاده مي كردم، استفاده كنند. البته كار من هنوز تمام نشده بود ولي اين كار درست همان چيزي بود كه خودم انتظار داشتم ديگران در موارد مشابه برايم انجام دهند و صد البته رضايت خارجي ها براي ما كه ميزبان بوديدم، مهمتر بود.

     به طرف وروديهاي كنفرانس حركت كردم . چند دقيقه از ساعت ده گذشته بود و لي هنوز در هاي طبقه دوم سالن باز نشده بود. همان آقايي كه ذكر خيرش رفت، داشت دستور مي داد كه يكي از در ها را باز كنند اما مثل اينكه كليد دست يك نفر بود كه در جاي ديگري تشريف داشت. بالاخره يکی از درهای  طبقه دوم سالن باز شد. مباحث مقدماتي شروع شده بود و نماينده يكي از كشورها گزارش مي داد. در ساعات اوليه، حضور كشور هاي خارجي نسبتا كمرنگ بود و سالن پر از خالي به نظر مي رسيد. احتمالا به خاطر تاخير در پروازها، ترافيك تهران، مسايل اقامتي و غيره بود. ارايه گزارشها پشت سر هم صورت مي گرفت و من هم به گزارش كشور هاي آسيا و اقيانوسيه گوش مي دادم و هم رفتار حضار را تحت نظر داشتم. گزارشها محتواي مشابهي داشتند كه با لهجه هاي مختلف انگليسي ارايه مي شدند در برخي از موارد به سختي مي شد زبان مادري ارايه كننده را از زبان انگليسي متمايز كرد. اگر محتواي گزارشها را در يك جمله خلاصه كنم بايد بگويم همه آنها بر" استفاده برابر از ICT جهت توسعه كشور ها در ابعاد مختلف" تاكيد داشتند.

  ميهمانان مدعو كه جز سران(درجه دو يا سه) به شمار مي رفتند، در رديفهاي جلوتر سالن بودند. دبير و مدير روابط عمومي انجمن IT جوانان نيز يكي دو رديف مانده به آخر نشسته بودند. حضور استاد معتمد نژاد و دكتر شكر خواه در رديف آخر سالن براي من اصلا خوشايند نبود زيرا با چشم خودم ديده بودم كه چگونه استاد يك تنه از سال ۸۰ كنفرانس هاي منطقه اي جامعه اطلاعاتي را برگزار كرده است و وقت بسيار گرانبهاي خود رابدون هيچ چشمداشتي صرف آمادسازي كشور مان براي حضور در كنفرانس هاي جهاني WSIS كرده است. گويا قدر نشناسي ويژگي ذاتي ما جهان سومي ها و به ويژه بسياری از ايرانيها ست. من با مشاهده افرادي همچون ايشان و دكتر ثبوتي كه توانسته است مركز تحصيلات تكميلي در علوم پايه زنجان را به قطب فيزيك و پيشرو در توليد علم تبديل كند، از خداوند مي خواهم كه به من نيز آنقدر صبر و حوصله بدهد تا شايد بتوانم اندكي مثل آنها عمل كنم.

   نشست اول در ساعت ۱ به پايان رسيد . ۲ ساعتي تا نشست دوم وقت داشتيم. من بلافاصله به  سايت کامپيوتر رفتم و بعد از چك كردن email سري به سايتهاي بورسي زدم تا از آخرين قيمت سهام ها مطلع شوم. ساعت ۳۰: ۱ جهت صرف ناهار در سالن پذيرايي حاضر شدم. غذاهاي متنوع و مطبوعي آماده شده بود كه شايد ميهمانان خارجي نظير آنها را در هيچ جاي ديگر دنيا نمي توانستند ببينند. کاش  سفره ICT كنفرانس نيز چنين بود. وضعيت سايت كامپيوتر راكه برايتان تشريح كردم، سالن كنفرانس نيز چندان IT-based نبود . فايل power point ارايه كنندگان كه روي پرده، نمايش داده مي شد براي خود ارايه دهند نيز به وضوح قابل رويت نبود. دو مانيتور بزرگ سالن نيز همانند چهل تكه اي از مانيتورهاي اسقاطي متصل به هم بودند.

  حدود ساعت ۳۰: ۲ بود كه من در سالن قدم مي زدم. صداي آقاي حاجيلي را شنيدم كه مرا به سالن كنفرانس ديگري در طبقه دوم دعوت مي كند به سمت سالن رفتم. ايشان گفتند كه نشستي با نمايندگان NGO هاي ساير كشور ها داريم و وقت تنگ است. من تعجب كردم چون در مورد چنين نشستي اطلاع رساني نشده بود وقت آن را نيز قبلا اعلام نكرده بودند. نمايندگان برخي از NGO هاي كشور مان آمده بودند. بعد از مدتی چند نفر نيز از كشور هاي ديگر به ما پيوستند. يكي از آنها كه ژاپني بود كنار من نشست. چند بار به من گفت كه "شما بومي هستيد و ما از خارج از ايران" من متوجه شدم كه تا آن موقع از کنفرانس راضي نبوده اند. شروع جلسه توسط آقاي حاجيلي با عث شد كه نتوانم با ايشان صحبت كنم. آقاي حاجيلي خواست كه سر اصل مطلب برويم اما آقاي Izumi Aizu ـ همان ژاپني ـ گفت كه اجازه دهيد خودمان را معرفي كنيم و خيلي خلاصه خودش را معرفي كرد. همگي به ترتيب اينكار را آنجام داديم به جز عده ای كه احتمالا آنقدر انگليسي نمي دانستند كه خودشان را در يكي دو جمله معرفي كنند و يا نمي خواستند در بحث شركت كنند. با يد به اطلاع شما برسانم كه بخشي از اجلاس جامعه اطلاعاتي جهاني اختصاص به جامعه مدني دارد و NGO ها نيز جزء آن محسوب مي شوند. بنابراين خواسته هاي NGO ها نيز بايد در سند هاي اجلاس WSIS در تهران گنجانده مي شد و اين جلسه نيز به همين خاطر ترتيب داده شده بود. 

 آقاي حاجيلی بعد از معرفي گفت كه به خاطر كمبود وقت بهتر است سر وقت محتوا (Content) برويم، اما آقاي Aizu از فرايند (process) كنفرانس خيلي گلايه مند بود و گفت كه مشكلات زيادي را براي حضور در كنفرانس داشته است. انتقادشان از مسئولان سازماندهي NGO ها نيز اين بود كه چرا خيلي از آنها شركت نكرده اند و چرا ما اينقدر بي حال و منفعل(Passive) هستيم. من حق را به ايشان دادم و اگر
مي خواستم در يك جمله پاسخ پرسش ايشان را داده باشم، مي گفتم كه وضعيت حضور NGO ها در نشست كنوني، همانند آينه ايست كه وضعيت NGO ها و اهميت آنها را در نزد مسئولان كشور ما منعكس مي كند. اما صحبتي نكردم چون اين امر باعث مي شد، ميزان مشروعيت NGO هاي ما در نزد كشور هاي ديگر كم شود و بالطبع از ميزان تاثير گذاري ما در سند منطقه اي اجلاس تهران كاسته شود. به علاوه اينكه انتظار داشتم رئيس جلسه از استاد معتمد نژاد كه عمري را در زمينه گسترش جامعه مدني گذاشته اند، بخواهد تا نظرش را در اين زمينه بگويند .پاسخ به انتقادات همكار ژاپني ما به دكتر شكر خواه موكول شد. موضع ايراني آقاي دكتر شكر خواه نماينده ژاپن و نماينده هند را نيز كه به او پيوسته بودقانع نكرد. آنها مي گفتند وقتي فرايند درست نباشد صحبت از محتوا لطفي نخواهد داشت و استدلال شان  منطقي بود . نكته جالب اينكه آقای آيزو ضمن توجه به صحبت حضار، از لپ تاپ خود نيز استفاده مي كردند. شايد احساس مي كردند اين نشست وقت تلف كردن است و يا اينكه داشتند صحبت حاضرين را تايپ مي كردند. پافشاري منطقي دو نماينده ژاپني و هندي با عث شد كه ساعت ۳ شود و نشست بدون نتيجه به بعد موكول گردد. آقای Aizu موقعی که مي خواستند بروند از من پرسيدند كه آيا كارت (ويزيت) دارم من عذر خواهي كردم و گفتم كه ندارم. ايشان چند عدد كارت در دست داشتند. يكي از آنها را به من دادند. اين اولين باري نبود كه اين سنت خوب اجتماعي ـ اقتصادي را از ژاپني ها مي ديدم (البته منظورم اين نيست كه ما كارت چاپ نمي كنيم). در اين مواقع من معمولا آدرس email ، وب سايت و وبلاگ خودم را به آنها مي دهم. در زير کارت ايشان نوشته شده بود:

 Writing The History of the Future

 حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل. 

  نشست بعد از ظهر با پيام جناب آقای خاتمی و  وزير ICT آغاز شد. عدم مشاركت من در كنفرانس باعث شده بود كه احساس خستگي كنم. البته مي دانستم كه اينجا كنفرانس سران است و من جزء سران نيستم و نخواهم بود، اما اميدوار بودم كه كارگاههاي جامعه اطلاعاتي و راهبري اينترنت برايم قابل استفاده باشد. از طبقه بالا كنفرانس را دنبال مي كردم كه آقاي حاجيلي آمدند و از من خواستند كه در طبقه پايين باشم و اصرار من مبنی بر اينكه بي خيال من شوند فايده اي نداشت بالاخره پايين رفتيم و همانطور كه پيش بيني كرده بودم يكي از مسئولان كنفرانس گفتند كه ما فقط به سه نفر از NGO شما اجازه حضور در جلسه را مي دهيم. من اصراري براي داخل رفتن نداشتم و اصرار آقاي حاجيلي نيز
بي فايده بود. به جاي اول خودم برگشتم. اندكي بعد با خودم تصميم گرفتم كه به جاي تماشا، كنفرانس را از طريق اينترنت دنبال كنم و البته بعدا از طريق سايت wsis.mihanblog.com فهميدم كه كارگاه جامعه اطلاعاتي استاد معتمد نژاد نيز به خاطر دعوت از يك شخصيت سياسي و تجاري جهت سخنراني براي NGO ها، تحريم شده است.

   اميدوارم اجلاس تهران با نتيجه مثبت و محتوايي موثر براي جامعه اطلاعاتي جهاني به اتمام رسيده باشد و مسئولان كشور هاي جهان سوم ياد گرفته باشند كه  NGO های کشورهايشان را در صفوف اول  امور اجتماعي سازماندهی کنند. چرا که اين، رمز توسعه آنها است.

/ 0 نظر / 8 بازدید