متن سخنرانی دکتر ماهاتیر محمد در اصفهان

مايلم از برگزار كنندگان اين اجلاس ،‌ از شهرك علمي و تحقيقاتي اصفهان به خاطر دعوت من به شهر زيياي اصفهان و سخنراني در اين همايش  تشكر كنم.

جهان وارد عصر اطلاعات شده است. اين تند ترين تحول اقتصادي از زمان انقلاب صنعتي است.ما فرصت انقلاب صنعتي را از دست داديم و ناچار بوديم براي يك جهش در توسعه خود هزينه گزافي را بپردازيم. اما اين بار هزينه عدم شركت در انقلاب نوين  اقتصادي متكي بر آگاهي و دسترسي بي نهايت به اطلاعات  براي ما قابل جبران نيست. اگر اين مرتبه نيز ما اين فرصت را از دست بدهيم براي هميشه عقب افتاده و زير دست خواهيم ماند.

تا اين جاي  موضوع براي همه روشن است كه “ بازرگاني “  نياز به آگاهي دارد. اما برخي از بركات همين مقدار دانش، بيشتر از ديگران بهره مند مي شوند. و آنهايي كه پتانسيل بيشتري براي دانش در نظر مي گيرند، بيشتر مي توانند از آن بهره مند شوند. اين ديدگاه در بازرگاني به “ بهره“ بيشتر و در جنگ به “پيروزي“ منجر مي شود.

يك داستان ساده است كه اين واقعيت را به تصوير مي كشد. در زمانهاي دور و قبل از ظهور ارتباطات مدرن،‌ ديده ها و شنيده ها كه همان چشم و گوش هستند، مستقيما تمام اطلاعات يك فرد را تامين مي كرد.اما بكار گيري اطلاعات توان پردازش اطلاعات را نياز دارد و اين به معناي آن است كه بتوان اطلاعات را به درستي آناليز كرده و سپس آنرا به كار بست.

حدود 200 سال پيش مالك يك مغازه فروشنده اجناس مختلف در يك شهر كوچك در اسكاتلند توانست بهتر از رقباي خود عمل كند. تنها كار ي كه وي مي كرد اين بود كه از يك تپه در آخر شهر بالا مي رفت و از آنجا آقيانوس آتلانتيك را به سوي شرق تا خط افق  مشاهده مي كرد.

چشم هاي اين مغازه دار مي توانست يك نقطه سياه كوچك در دور دست دريا را به عنوان يك كشتي تشخيص دهد كه براي  اين نقطه دور افتاده  اجناسي را وارد مي كرد. اين مغازه دار هنگامي كه كشتي را مشاهده مي كرد شتابان به مغازه خود مي رفت و اجناسي را كه در انبار داشت با قيمتي رقابتي نسبت به همكاران خود مي فروخت و لذا مي توانست اجناس بهتري رابا قيمت پايين تري از كشتي خريداري كند.

هنگامي كه يك يا دو روز بعد محموله كشتي به شهر مي رسيد، او تمامي انبار خود را فروخته بود و مي توانست جاي آن را با اجناس بهتر و ارزانتر پر كند. اين در حالي بود كه رقباي اين فرد همچنان با اجناس قديمي منتظر خريدار بودند.

در ارتباط با اين داستان مي توان نتيجه گرفت كه  اطلاعات در مورد زمان تامين جنس به راحتي توسط هر كسي به دست مي آمد ولي كاربرد اين دانش بايد از طريق انديشيدن به دست مي آمد. امروز نيز ما در جهان ارتباطات و اطلاعات زندگي مي كنيم. اطلاعاتي كه امروز ما مي گيريم مانند طوفان مي آيد و همه به آن دسترسي دارند. اولين اقدام بايد غربال كردن  اطلاعات باشد تا اين كه تشخيص دهيم كدام اطلاعات براي ما مناسب تر است. و سپس بايد به اين موضوع انديشيد كه اين اطلاعات چگونه براي اهدافي كه در سر داريم

مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

هنگامي كه براي اولين مرتبه “ ريز مدارها “  ساخته شدند اولين كاربرد آنها در ساخت ماشين هاي حساب بود. در واقع در آن زمان اين نياز وجود داشت كه از طريق ابزارهاي مكانيكي مانند چرتكه محاسبه هاي جمع و تفريق سريعتر انجام شود. و سپس ماشين حساب هاي الكتريكي و الكترونيكي ساخته شدند.  و از آن مرحله تا ساخت تلفن همراه يك پرش بزرگ به نظر مي رسد اما اساس كار همچنان همان “ ريز مدارها“  هستند و محاسبه جمع و تفريق ارقام يا ارقام جفتي يا دوتايي.

در هر مرحله اي و براي مردان هوشمند تجارت ، “ فرصتها“  خودنمايي مي كنند. از سيگنال هاي ساده تلگرافي تا ساخت گوشي هاي تلفن همراه هزاران شغل ايجاد شد.

اطلاعات اكنون از طريق گوشي هاي تلفن همراه به راحتي منتقل مي شود. ولي يك نفر تلاش مي كند كه ايده اي به نام “اس ام اس “يا سيستم ارسال پيامهاي كوتاه را خلق كند. گوشي تلفن همراه هرگز براي اين منظور ساخته نشد و هرگز بخشي از خدمات اطلاعاتي پيشين نيز نبود. اما ظرفيت ريز پردازنده ها ( مايكروچيپ ها) اين امكان را فراهم آورد  و ما امروز مي دانيم كه سيستم پيامهاي كوتاه تا چه اندازه فراگير شده است. هر روزه ميليونها “اس ام اس“ مبادله مي شود كه نتيجه آن درآمدهاي سرشار براي شركت هاي مخابرات است. شغلي كه هرگز به تخيل كسي خطور نمي كرد امروز به يك تجارت و منبع درآمد  بزرگ  مبدل شده است كه ما آنرا “چرخ پول ريسي“ مي ناميم.

دراين ميان نيز فرد ديگري ايده “ نظرسنجي“  را با ايده “اس ام اس“ تلقيق كرد و از تلفيق اين دو ايده برنامه اي به نام شو “ بت آمريكايي “ ايجاد شد كه در آن از طريق اس ام اس محبوت ترين فرد آمريكايي شناسايي مي شود. بديهي است كه ايده اوليه اين كار تلاش براي افزايش ارسال پيام هاي كوتاه و در نتيجه كسب درآمد بيشتر براي شركتهاي مخابرات بوده است. و در اين طريق شما مي بينيد كه يك تجارت جديد با شاخه هاي درآمدي متعدد  به دست آمده است.

در اينترنت نيز توسعه موتورهاي جستجو مانند ويندوز ، ياهو، وگوگل ،‌ براي شركت هاي نرم افزاري ملياردها دلار درآمد كسب كرده است. ما مي توانيم بگوييم كه ايده اوليه اين موتورهاي جستجوي از احساس نياز براي دسترسي و دسته بندي كلمات در چارچوب يك “فرهنگ لغات“ شروع شد. در واقع موتورهاي جستجو چيزي بيشتر از يك فرهنگ لغات پيشرفته نيستند.

امروزه ما مي بينيم كه تجارتهاي دانش محور در نقاط خاص جغرافيايي شكوفا شده اند. يك مركز “سيليكون ولي“ در كاليفرنياي  آمريكا و ديگري در بنگلور هند است. يكي در يك كشور بسيار پيشرفته قرار دارد در حالي كه ديگري در يك كشور در حال توسعه است. و البته مدتها طول كشيد تا اين موقعيتهاي جغرافيايي مورد پذيرش ديگران قرار گرفت. امروزه مراكز بيشتري شكل گرفته اند. حيدرآباد هند نيز به عنوان يك مركز توسعه صنايع دانش بنيان مطرح شده است. و اين نشان مي دهد كه در حال توسعه بودن يك كشور مانع نمي شود كه مشاغل و تجارتهاي دانش محور در آن كشور توسعه پيدا كند.

دامنه مشاغل دانش محور مي تواند به اندازه دامنه كسب و كار باشد.از توليد نرم افزار تا ساخت و توليد سخت افزار و تا كابردهاي توان سخت افزارها در همه اين مراتب يك طيف بزرگي از مشاغل و تجارتها مشاهده ميشود. و سپس طرح خاص “ريز مدارها“ مطرح مي شوند كه قادر به انجام كارهاي خاصي باشند. هر يك از هزاران شغلي كه متكي بر اين طيف باشد مي تواند به عنوان يك تجارت دانش محور براي پيشبرد اقتصاد  يك كشور در حال توسعه انتخاب شود.

من فكر نمي كنم كه ما هميشه بايد نسخه اوليه يا منحصر به فرد چيزي را در اختيار داشته باشيم. بلكه ساده تر است كه كاري را كه ديگران هم انجام مي دهند ما هم انجام دهيم. اما آن چيزي كه مهم است شناسايي  مزيت هاي نسبي كشورها است كه تشخيص داده  شود چه نوع كاري براي كدام كشور مناسب است.

در همان آغازي كه عصر ارتباطات و اطلاعات آغاز شد مالزي تصميم گرفت كه وارد عرصه فناوري اطلاعات (آي تي) شود. ما عصر صنعت را از دست داديم زيرا هنگامي كه انقلاب صنعتي شروع شد ما تحت سلطه حكومت استعماري بوديم. ما ديگر نمي خواستيم اين انقلاب كه متكي بر اطلاعات بود را از دست بدهيم.

در آغاز ما واقعا اطلاعات كمي در مورد اين كه چه كارهايي را مي توان از اين فناوريهاي جديد مي توان كسب كرد داشتيم. اما ما در زمينه جذب سرمايه به هنگام تغيير ساختار از كشاورزي به صنعتي تجارب خوبي داشتيم. و اين تجربه “دارايي“ مهم ما براي ورود به عرصه  “ آي تي“  بود.

كسب و كار هميشه در جستجوي يك محيط و فضاي دوستانه است. و ما مصمم بوديم كه اين فضا را ايجاد كنيم. ما يك كريدور چندر سانه اي (مالتي ميديا) بزرگ را با سياستهاي حمايتي و انگيزشي بالا  طراحي كرديم كه مي توانست مشاغل متكي به آي تي را  پذيرا شود. در اين كريدور كه در زميني به مساحت 15 كيلومتر در 50 كيلومتر طراحي شد كارهايي مانند تحقيق و توسعه تا توليد واقعي سخت افزار را مي توانست در خود جاي دهد. همه زيرساختهاي مورد نياز بويژه زيرساختهاي ارتباطي و دسترسي به اينترنت در اين كوريدور جمع آوري شد.

دولت نيز آماده دادن كمك بود. در اين مرحله ما به دنبال ماليات گرفتن نبوديم زيرا مايل بوديم دراين مرحله فقط در مورد كسب و كار جديد، خودآموزي كنيم. شركتهاي داخلي و خارجي دعوت شدند. يك لايحه قانوني نيز تصويب شد كه ضمانت مي داد كه سياست هاي اعمال شده دچار تغييرات نا گهاني كه به كسب و كار آنها آسيب بزند نخواهد شد.

يك دانشگاه چند رسانه اي نيز طراحي و ساخته شد كه نيروهاي مورد نياز صنايع متكي بر فناوري اطلاعات را پرورش دهد. از دانشمندان و محققيني كه در خارج از كشور زندگي مي كردند نيز دعوت شد كه به كشور بازگردند.

به سطح و كيفيت زندگي عادي روزانه در اين كريدور نيز توجه خاص شد. يك شوراي بين المللي از شركتهاي مشهور جهاني نيز طراحي شد كه دولت را در ارتباط با جهت و سمت و سوي سياستها،  و سرمايه گذاران را در ارتباط با نيازهاي صنايع راهنمايي كند.

/ 0 نظر / 23 بازدید