تحلیل جامعه شناختی فیلم تایتانیک

    تایتانیک یکی از پر فروش ترین فیلم های تاریخ سینمای جهان است. این فیلم به طرز ماهرانه ای نابرابری اجتماعی را در کنار یک رابطه عاشقانه به تصویر می کشد. تایتانیک یک کشتی بسیار پیشرفته است که به مسافران اش گفته شده غرق شدنی نیست. جک و  رز نقش اصلی را در فیلم ایفا می کنند. رز دختری از طبقه اشراف و جک پسری از طبقه کارگر است که بلیط خودش را نیز در یک بازی برنده شده است. چهار پدیده اجتماعی در این فیلم نمود بیشتری دارد:نابرابری اجتماعی، عشق دوجانبه، مسئولیت پذیری اجتماعی و تراژدی مرگ.

   در این نوشتار، ابتدا به علل پر فروش بودن و ماندگار شدن فیلم اشاره خواهم نمود و سپس به تحلیل جامعه شناختی پدیده های مذکور خواهم پرداخت. 

  داستان(1) فیلم را مادر بزرگ پیری نقل می کند که در بیشتر فرهنگ ها نقش قصه گو را دارد و شاید برای همه ما قصه مادر بزگ ها ـ دست کم در دوران کودکی ـ جذاب بوده باشد. پس فیلم قصه جذابی  است از زبان قصه گویی آشنا. به هم رسیدن پسری از طبقه پایین و دختری از طبقه بالا، به دلیل نبود تناسب طبقاتی، در واقعیت کمتر اتفاق می افتد. پس فیلم برای پسران طبقه پایین ـ جک داوسن ها ـ و دختران طبقه بالا ـ رز داوسن ها ـ جذابیت خاصی دارد. شاید داستان جک و رز قصه زندگی برخی از تماشاگران باشد و یا آرزو کنند، کاش مثل آنها می بودند. اگر فیلم نان، عشق و موتور هزار را دیده باشید، متوجه می شوید که این فیلم برگردان ایرانی تایتانیک است؛ برزو ـ مکانیک عاشق ـ همان جک است از طبقه پایین. باران ـ دختر  باکلاس ـ همان رز است از طبقه بالا. خواستگار دروغین و به ظاهر پولدار باران هم در واقع به جای نامزد رز در تایتانیک، بازی می کند. سایر حوادث برای این است که تماشاگر فکر نکند که این فیلم را قبلا نیز دیده است. البته در سکانسی از همان فیلم، باران مشغول تماشای فیلم تایتانیک است و  خود را به جای رزی گذاشته است که معشوق اش ـ جک ـ از دست رفته است.

 بازی برتر بازیگران اصلی و استفاده از خواننده مشهور کانادایی ـ سلن دیون ـ در انتهای فیلم، برای اجرای شعری عاشقانه از زبان رز برای جک از دست رفته نیز، به جمع علاقمندان این فیلم می افزاید. پیشتر گفتم که این فیلم به طرز ماهرانه ای نابرابری اجتماعی را به تصویر کشیده است. هر یک از ما در زندگی اجتماعی خود این نابرابری را به اشکال مختلف تجربه کرده ایم. بنا براین تماشاگر، پدیده نابرابری اجتماعی مشهود در فیلم را از نزدیک لمس کرده و با تماشای فیلم در پی آن است که ببیند این نابربرای احیانا" کی از میان خواهد رفت. هرجا که این نابرابری کمتر می شود، فیلم جذاب تر می گردد. صحنه های حرفه ای فیلم نیز بسیار هنر مندانه به تصویر کشیده شده است که به نوبه خود تماشا گر را به تماشای تمام فیلم دعوت می کند.

فیلم تایتانیک، نابرابری را به صورت ساختاری مطرح می نماید، زیرا کشتی(جامعه) از همان ابتد سه طبقه دارد: طبقه ای برای اشراف، طبقه ای برای قشر متوسط و طبقه ای برای قشر پایین جامعه. مسافران طبقه پایین حق ورود به طبقه بالای کشتی را ندارند مگر به دعوت و حمایت کسی.

بهداشت مسافران درجه سه در بدو ورود به کشتی کنترل می شود، در حالی که چنین کنترلی حتی در مورد سگ های مسافران درجه یک، اعمال نمی شود. در ورودی درجه یک کشتی، با خوش آمد گویی از مسافران استقبال می شود  اما در ورودی درجه سه، کسی برای خوش آمد گویی نایستاده است.

در صحنه ای از فیلم، رز با دیدن قایق های تعبیه شده در عرشه الف، از سازنده کشتی می پرسد که آیا این قایق ها برای نجات جان همه مسافران کافی است؟ سازنده کشتی می گوید کافی نیست و اگر می خواست برای همه مسافران قایق نجات پیش بینی کند، عرشه الف کشتی ـ محل هواخوری مسافران درجه یک ـ شلوغ می شد. یعنی جان مسافران درجه سه کم ارزش تر از چیدمان روی عرشه برای مسافران درجه یک است. این مسئله در جامعه سرمایه داری یک واقعیت است. چون طبقات بالا پول بیشتری پرداخته اند، پس همه چیز باید در خدمت آنها باشد. منزلت اجتماعی در این فیلم بستگی زیادی به تجملات دارد؛ جک که روز قبل با لباس عاریتی و شیک خود در قسمت درجه یک حاضر شده است، روز بعد به خاطر نداشتن همان لباسها اجازه ورود به آن بخش را نمی یابد. حتی زمانی که کشتی غرق می شود و قرار شده ابتدا زنها و بچه سوار قایق های نجات شوند، پول است که مبنای توافقی برای شکستن این قاعده به نفع نامزد پولدار رز می شود. نکته بسیار تامل بر انگیز این است که مادر رز هنگام سوار شدن به قایق نجات می پرسد: آیا قایقها بر اساس طبقه اجتماعی مسافران تنظیم شده است؟ این همان خوی غیر انسانی و اشرافی است که رز را از مادر و نامزدش جدا می کند و به جک علاقمند می نماید. رز در جواب مادرش با لحن تندی می گوید:"مگر نمی فهمی که آب بسیار سرد است و حتی به اندازه نصف مسافران هم قایق وجود ندارد." کالدون ـ نامزدش ـ  نیز پاسخ می دهد که بهتر. آن نصف دیگر (نیکان)زنده می مانند. بر عکس نامزد رز، جک توانسته است رز را از این دنیای غیر انسانی جدا سازد و به طبیعت انسانی برگرداند. نابرابری در همه جای کشتی به چشم می خورد. حتی اطلاع رسانی به مسافران طبقه پایین در رابطه با  خطر غرق شدن کشتی با 45 دقیقه تاخیر صورت گرفته است. نکته دیگر اینکه، پس از برخود کشتی به کوه یخی، یکی از مسئولان کشتی ترجیح می دهد، بدون اینکه از خروج همه خدمه از موتورخانه مطمئن شود، درب آن را ببندد تا راه وررود آب به بخش های بالاتر را بگیرد. در جایی دیگر، هنگامی که مسافران طبقه سه به همراه موش ها در حال فرار از طبقه اختصاصی خود هستند، با درب های بسته مواجه می شوند و حتی به زنان و بجه ها ی آنها هم اجازه داده نمی شود قبل از سوار شدن مسافران طبقه بالا به قایق ها، از طبقه پایین با بالا بیایند.

جک که با دیدن رز در عرشه بالایی کشتی، دلباخته او شده است، شبی در عرشه کشتی از قصد خود کشی رز آگاه می شود و سعی می کند او را از این کار باز دارد. او اینکار را با ابزار علاقه به وی و با این جمله که اگر رز  خودش را در آب بیندازد، او نیز این کار را خواهد کرد، بیان می کند. بالاخره رز متقاعد می شود و در لحظات آخر، نامزد رز به همراه خدمتکارش از راه می رسند و تصور می کنند جک اندیشه ناپاکی داشته است. رز برای اینکه ماجرای خودکشی خود را لو ندهد می گوید: خم شده و می خواسته پروانه کشتی را بییند و جک او را از افتادن به آب نجات داده است. آن چیزی که نامزد رز در ازای نجات دادن رز به جک قهرمان می دهد، بیست (دلار) است که با اعتراض رز به کار نامزدش، جک به شام دعوت می شود. با این توصیف جک از  عدم علاقه رز به نامزدش مطلع می شود.

در روزهای بعد، رز در مورد علت اقدام به خود کشی به جک می گوید که اطرافیان پولدارش او را درک نمی کنند و او احساس پوچی می کند. این پوچی به خلق و خوی دور از انسانیت طبقه اشرافی بر می گردد که رز به صورت انتسابی به آن طبقه تعلق دارد. علاقه رز به جک با حضور در طبقه پایین و معاشرت با جمع صاف و ساده و بی ریای مسافران درجه سه تثبیت می شود و تا پایان مرگ باقی  می ماند. رابطه ی عاشقانه و دو طرفه جک و رز چیزی است که رز با نامزد قبلی خود نداشته است. نامزد پولدار رز می خواهد عشق و علاقه به رز را با هدیه ای گرانبها ـ الماسی به نام قلب اقیانوس ـ جبران کند اما این چیزی نیست که بتواند دل رز را به دست آورد. کال در ادامه ماجرا، با افزدون خشونت به رفتار های خود، رز را هرچه بیشتر از خود دور می کند و به جک نزدیک تر می سازد. عشق جک، رز را آن چنان قوی می کند که از نجات دادن جک در پر خطر ترین قسمت کشتی، نمی هراسد و جک نیز که پیشتر جان رز را نجات داده، در آبهای سرد اقیانوس یخ می زند تا رز با استفاده از تخته ای شناور بر روی آب، زنده بماند. عشق موضوع بحث جامعه شناختی نیست اما می توان آن را عاملی بسیار موثر در تقویت و تثبیت روابط اجتماعی میان اعضای یک خانواده دانست.

نکته برجسته دیگر فیلم مسئولیت پذیری اجتماعی خدمه کشتی، از سازنده تا ماموران (به جز یکی دو نفر از آنها)آن است. سازنده کشتی که از ماجرای برخورد کشتی به کوه یخی و غرق شدن حتمی آن آگاهی یافته است، به سرعت نقشه های کشتی و اطلاعات ضروری را در اختیار ناخدا قرار می دهد و برای جبران ناراحتی وجدان خویش در رابطه با جان مسافران، به آنها کمک می کند تا با پوشیدن جلیقه نجات و سوار شدن به قایق های اضطراری، از خطر مرگ رهایی یابند. با این حال همانند موسیقی دانها که به دستور ناخدا، آهنگ های شاد اجرا می کنند تا مردم دچار وحشت نشوند، ترجیح می دهد همه مسافران را در جریان خطر حتمی قرار ندهد.

ماموران کشتی درست زمانیکه کشتی در حال غرق شدن است، به انجام وظایف خود مشغولند و اکثر آنها به فکر نجات دادن دیگران هستند تا خود. سازنده و ناخدای کشتی به جای فرار، در کابین خودشان منتظر می شوند تا جزای کم کاری خود را بپردازند و بالاخره همانجا می میرند. ماموران کشتی (به جز یکی دو نفر) سعی می کنند بنا به دستور کاپیتان، بچه ها و زنها را سوار قایق های نجات کنند و تا آخرین لحظه مرگ بدان مشغولند. این مسئولیت پذیری آنها بسیار قابل تحسین است.

   صحنه مرگ مسافران کشتی ـ که به تدریج اتفاق می افتد و بسیار غم انگیز است ـ از دیگر مواردی است که فیلم را احساس برانگیز می کند. برخی از مسافران از همان ابتدا در طبقات پایین از میان رفته اند، برخی از آنها نیز مدتی در عرشه های بالاتر کشتی سرگردان شده اند و سپس به جمع جان باختگان پیوسته اند. از چندین قایق نجات که پیش از غرق شدن کامل کشتی به آب انداخته شده است، فقط یکی برای نجات بازماندگان ـ که اغلب از مسافران درجه سه هستند ـ بر می گردد .

اگر کشتی تایتانیک را به مثابه یک جامعه در نظر بگیریم، چه درسهایی که از آن نمی آموزیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ـ  داستان فیلم واقعی است.

 *** لطفا در صورت استفاده از مطالب، به عصر سایبری لینک دهید.***  

 

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
شهبندی

ممنون از نظر لطفتون . و اينکه وقت گذاشتيد و خونديد

زینب

باتشکرازمطالب تون راجع به فیلم تایتانیک. بایدبگم من هم تحلیل شمارو کاملاقبول دارم.البته یه مطلب دیگه به اون اضافه میکنم واون صحبتهای جک سرمیزشام وقتی که ازطرف نامزد رز دعوت شده بود، اون درپاسخ به تمسخروتحقیرمادر رزگفت:من درزیرسایه لطف خداوندم وهمین کافیه که هوایی دراختیاردارم که تنفس کنم وچندبرگه که نقاشی کنم مهمنیست شب روکجابگذرونم یااینکه فرداچه اتفاقی برام بیفته مهم اینه ازتک تک روزهااستفاده کنم واین رویک موهبت میدونم. زاویه دیدجک به دنیا وسبکبالی اون ازهمین چندجمله پیداست .تاثیراین حرفها لااقل روی من یکی خیلی زیادبود.