رد پاي فرهنگ در مسايل اجتماعي ايران

     مسايل اجتماعي تحت تاثير عوامل مختلف فرهنگي، اقتصادي، سياسي و ... به وجود مي آيند و در سه سطح خرد، متوسط و كلان قابل بررسي هستند. من در اين نوشتار مسايل اجتماعي ايران را با رويكردي فرهنگي تبيين خواهم كرد و با ذكر موارد تجربي، رابطه بين عوامل فرهنگي و مسايل اجتماعي را مورد بحث قرار خواهم داد.

     بر اساس تعريف جامعه شناختي اينگلهارت(Inglehart)، فرهنگ نظامي از ارزشها، نگرشها و دانش مشترك بين مردم يك جامعه است. بنا بر اين، فرهنگ متشكل از سه عنصر اصلي يعني ارزش (اجتماعي)، نگرش و دانش است و حاصل ارتباط اين سه عنصر، شكل گيري يك نظام نرم افزاري به نام فرهنگ است. مسئله اجتماعي به واقعيتي اجتماعي گفته مي شود كه جامعه شناسان تصور مي كنند وجود آن، نظام اجتماعي را دچار آسيب مي نمايد. در اين تعريف دو ويژگي براي مسئله اجتماعي ذكر شده است: وجود داشتن و آسيب زايي. بعد وجودي مسايل اجتماعي نياز مند ارايه موارد تجربي و بعد آسيب زايي آن نياز مند نظريه جامعه شناختي است.

آن دسته از رانندگان وسايل نقليه را در بزرگراهها ديده ايد كه باند خود را بدون چراغ راهنما تغيير مي دهند؟ ماشينهايي را ديده ايد كه سر چهار راهي، به دليل خرابي چراغ راهنمايي و نبودن پليس ترافيك و نابخردي رانندگانشان، زمين گير شده باشند به گونه اي كه هيچكدام نتواند راه را براي ديگري باز كند؟ توفيق اجباري اسشمام بوي ناخوش آيند سيگار راننده ی وسيله نقليه عمومي در حالي كه چند مسافر در داخل ماشين هستند ـ آنهم در تابستاني گرم ـ نصيب تان شده اشت؟ به تفاوت اتوبوس هاي بالاي شهر و پايين شهر از نظر نظافت و وضعيت روكش صندلي ها دقت كرده ايد؟ رانند ه اي را ديده ايد كه با ديدن پليس به ياد بستن كمر بند ايمني بيفتد؟

پاسخ يك دانش آموخته افغاني به گزارشگر سيما در جشن فارغ التحصيلي دانشحويان علامه را شنيده ايد كه در مورد خاطراتش از ايران بگويد "سوار شدن دو نفره در تك صندلي جلوي ماشين سواري برايم خيلي جالب بود." خانواده اي را ديده ايد كه پس از استفاده از پارك باصفايي همه آشغالهاي پس از تفريح خود را براي كارگران شهرداري به جا گذاشته و چهره دل انگيز طبيعت را براي مدتي زشت نموده باشد؟ عابر جواني را ديده ايد كه مي تواند از پل هوايي بزرگراهي به سلامت عبور كند ولي ترجيح مي دهد جان خود را به خطر اندازد و راه ميانبر را انتخاب كند ـ در حالي كه راه ميانبر الزاما درست ترين راه نيست؟ دانش آموزاني را مشاهده كرده ايد كه پس از امتحان پاياني كتابهاي خود را به منزله خلاص شدن از درس و مشق پاره كرده باشند؟ متخصص كامپيوتري را كه قفل شكني نرم افزار، جزء اخلاق حرفه اي اش باشد مي شناسيد؟ ايرانياني را در خارج از كشور ديده ايد كه نحوه لباس پوشيدن و آرايش ظاهري شان بسيار متفاوت از كشور خودشان باشد؟ در دانشگاهي بوده ايد كه هر ترم به صورت آزمايش و خطا دختر و پسر را در كلا س درس تفكيك كرده و دوباره آنها را ادغام نموده باشند؟ مطالب نوشته شده بر در و ديوارهاي مكانهاي عمومي را خوانده ايد؟ دقت كرده ايد كه يك روز پاركي را حصار كشي كرده و روزي حصار ها را برداشته باشند و در هر دو صورت فضاي سبز پارك آسيب ديده باشد؟ كارمندي را ديده ايد كه خودش را ولي نعمت ارباب رجوع اش بداند؟ فردي را ديده ايد كه با گوشي بدون سيم كارت تلفن همراه، اداي مكالمه واقعي را در آورد؟ گردشگري خارجي را كه دورش جمع شده باشند و او هاج و واج مانده باشد چطور؟ پليس انتظامي را كه در يك چهار شنبه سوري كساني را كه ترقه مي اندازند، دستگير كند و در چهار شنبه سوري ديگر فقط نگاه كند؟ ديده ايد با افزايش جريمه ها بخواهند رانندگان را مجبور به رعايت قوانين رانندگي كنند؟ طرفداران تيمي را پس از باخت تيم شان ديده ايد كه اتوبوسهاي عمومي متعلق به من و شما را تبديل به ماشينهاي اسقاطي تهران قديم نمايند؟ همانها را ديده ايد كه پس از برد تيم ملي در مسابقات جام جهاني، تمدن ايراني را زير علامت سئوالي به بزرگي ايران زمين ببرند؟ سطل هاي مخصوص كاغذ و ساير زباله ها را ديده ايد كه در هر دو آنها همه چيز پيدا شود؟ رعايت نظافت در مكانهاي عمومي را ملاحظه كرده ايد؟ ديده ايد كه اداره اي ترجيح دهد با وحود امكانات دسترسي بهIT به جاي استفاده از اينترنت، هر گونه اطلاع رساني بي اهميت به كار مندانش را با هزينه وقت و پول اضافي از طريق كاغذ و تابلو اعلانات انجام دهد؟ استادي را ديده ايد كه كارنوشت هاي دانشجويانش را فقط به صورت مكتوب بخواهد و بعد از چند ماهي كارنوشت ها آنقدر زياد شود كه مستخدمان دانشكده يك روز كاري شان را به گم و گور كردن كاغذ باطله هاي استاد، كه روزي مقاله دانشجويي بوده اند، اختصاص دهند؟ مديران را ديده ايد كه دير آمدن را جزء پرستيژ مديريتي خود و نوعي افتخار قلمداد كنند و عادت كرده باشند براي اينكه خودشان را مهم و وقت شان را باارزش جلو دهند، يك معذرت خواهي كشكي از حضار بكنند؟ ديده ايد كسي مثل آب خوردن دروغ بگويد؟ قاپيدن گوشي موبايل توسط دزدادن را، در حالي كه صاحبش احتمالا در مورد موضوع مهمي با يك نفر صحبت مي كند و كلي شماره تلفن در گوشي خود دارد چطور؟در كار گروه فرهنگي استاني شركت كرده ايد كه رئيس جلسه يك مهندس عمران باشد و از شما كه در مورد موانع فرهنگي توسعه گردشگري پژوهش انجام داده ايد، بپرسد خروجي هاي(نتايج)تحقيق چيست و انتظار داشته باشد كه با تخصص اش در زمينه سخت افزار يك مشكل نرم افزاري آنهم از نوع فرهنگي اش را حل نمايد؟ و آيا با ديدن پولهاي فرسوده به ذهن تان خطور كرده است كه مي شود كار آمدي نظام فرهنگي يك جامعه را با ميزان فرسودگي پولهاي رايج در آن سنجيد؟

موارد بالا را شما نيز مثل من كم و بيش مشاهده كرده ايد. البته نه به اين معنا كه همه آنها در مورد همه ايرانيها صادق باشد، بدون شك چنين نيست اما اين موارد به همراه مواردي كه شما مشاهده كرده ايد و من در اينجا ذكر نكرده ام، براي تاييد وجود چنين واقعيت هاي اجتماعي كافي است. سوال بعدي اين است كه اين واقعيت هاي اجتماعي چه آسيبي به نظام اجتماعي مي زنند؟ لازمنيست تکتکآنها را بشماريم چون جمع شان می شود ايران ما. ايرانی که در آن همه چيز داريم اما زندگي اجتماعي مان مثل آنهايي است كه چيزي ندارند.چرا؟

من اين چرا اساسي را براي همه موارد بالا مطرح مي كنم و سعي مي كنم فقط از ديدگاه فرهنگي پاسخ پيشنهادي اين پرسش را مطرح نمايم. بر اساس نظريه پارسنز هر جامعه اي به عنوان يك نظام اجتماعي كل متشكل از چهار خرده نطام فرهنگي، سياسي، اجتماعي(به معني خاص) و اقتصادي است. هر يك از اين خرده نظامها براي نظام اجتماعي كل (جامعه) كاركردي دارند. خرده نطام فرهنگي وظيفه  الگو سازی، خرده نظام سياسي هدف يابي، خرده نظام اجتماعي انسجام و خرده نظام اقتصادي تطابق را بر عهداه دارد. در صورتي كه هر يك از خرده نظامها كاركرد مطلوبي نداشته باشد، بر ساير خرده نظامها نيز تاثير منفي مي گذارد. من براي اينكه بتوانم بر كاركرد خرده نظام فرهنگي تمركز كنم از ساير خرده نظامها چشم پوشي مي كنم.

هر فرد نيز به عنوان يك كنشگر(كنش = عمل معنادار) اجتماعي تحت تاثير خرده نظام فرهنگی است و به عبارتي ديگر كنش هاي افراد را ارزشها ، نگرشها و دانش آنها كنترل مي كند و اين ارزشها، نگرشها و دانش را نيز نهاد هاي اجتماعي همچون: آموزش، رسانه ها و خانواده در طي فرايند جامعه پذيري به فرد منتقل مي كنند.

با توجه به نظريه پارسنز، استدلال من در پاسخ به چراي اساسي مسايل اجتماعي ايران اين است كه نظام فرهنگي ما نتوانسته است كاركرد اصلي خود ـ جامعه پذيري و الگو سازي ـ را در جامعه ايفا كند. در غير اين صورت بسياري از مسايل اجتماعي به وجود نمي آمد و در صورت وجود هم مربوط به بخش هاي كوچكتري از جامعه مي شد؛ در كشوري مانند سويس كه آموزش ترافيك به عنوان يك درس جداگانه براي دانش آموزان ابتدايي تدوين شده است و دانش آموزان از همان سنين كودكي با مقررارت راهنمايي آشنا شده و احتملا توسط معلمان خود به صورت عملي اجراي آن قوانين را تجربه كرده باشند، به عنوان عابر پياده باشد به مقررارت آشنا هستند و نسبت به آنها نگرش مثبتي دارند، اگر راننده شوند مي دانند كه مقررات راهنمايي را براي راحتي آنها وضع كرده اند و اگر پليس ترافيك هم باشند هر دو را به خوبي مي دانند و وظيفه خودشانرا می شناسند. اگر مدارس، دانشگاهها و رسانه ها به عنوان نهاد هاي فرهنگي توانسته باشند ارزشها، نگرشها و دانش مطلوب را به شهر وندان منتقل كنند و تغييرات رفتاري لازم را در آنها ايجاد كنند محصول اين فرايند اگر دزد هم شود دزد با كلاسي مي شود؛ اگر بخواهد دروغ بگويد دست كم برايش به راحتي آب خوردن نيست؛ مي داند اگر چراغ راهنمايي خراب شود و او و ديگران همزمان بخواهند از چهار راهي عبور كنند به جاي 10 دقيقه معطلي ـ در صورت رعايت حقوق ديگران ـ تا يك ساعت هم نمي توانند از ترافيك نابخردي خلاص شوند و چه بسا در همان ترافيك آمبولانس مريض اورژانسی را كه ممكن است همسر، فرزند يا دوست خودش هم باشد، از دست بدهد.

اجازه دهيد از جامعه شناسي IT كمك بگيرم و اين تبيين را به زبان كامپيوتر نيز بيان نمايم در بعضي از موارد بيان مفاهيم اجتماعي به زبان علوم به ويژه رياضي و كامپيوتر دقيق تر و دست كم براي من جذاب تر است. افراد را همانند كامپيوترها در نظر بگيريد. نهاد هاي فرهنگي وظيفه دارند هارد اين افراد را فرمت كنند، آن را پاتيشن بندي كنند و سستم عامل كارامدي را بر هارد آنها نصب كنند تا افرد بتوانند نرم افزارهاي اجتماعي را كه خود يا ديگران در فايل برنامه سيستمشان نصب مي كنند اجرا نمايد. متاسفانه اين پارتيشن بندي و انتخاب و نصب سيستم عامل و احيانا برنامه هاي كاربردي توسط نهاد هاي فرهنگي بر روي ايرانيان (شامل خودم) آن طور كه براي يك نظام اجتماعي در عصر سايبري كار آمد باشد، صورت نگرفته است و ما انتظار داريم محصولات نظام فرهنگي ما(افراد) بدون سيستم عامل بتوانند نر افزار هاي كاربردي مورد پسند جامعه را اجرا كنند، غافل از اينكه بدون سيستم عامل رابطه بين نرم افزار و سخت افزار قطع است و با چكش كاري سخت افزار يا دست كاري نرم افزار نمي توان سيستم را به كار انداخت. و وقتي تك تك Node ها مشكل داشته باشند ما نمي توانيم شبكه اي كار آمدي بنام نظام اجتماعي بسازيم. البته ممكن است انسانها دچار مشكل سخت افزاري هم باشند در اين صورت نرم افزار كاري از پيش نمي برد مثلا اگر CPU يا RAM كسي سوخته باشد يا قابل ارتقا نباشد كار به متخصصان سخت افزار انساني همچون پزشكان و اقتصاد دانان مي رسد و بعد از ويزيت آنها، نوبت به ويزيت متخصصان نرم افزار هاي اجتماعي است. در اين تمثيل سخت افزار جسم انسان و متخصصان سخت افزار اقتصاد دانان و پزشكان هستند. سيستم عامل فرهنگ است(win، mac، ياLin) كه در طي فرايند جامعه پذيري نصب مي شود. نرم افزار هاي اجتماعي ارزشها و هنجار هاي موجود در نقش هاي اجتماعي است و متخصصان سيستم عامل و نرم افزار هاي فرهنگي، دانشمندان علوم سياسي و مديريت، جامعه شناسان، آمورش شناسان، و رسانه شناسان هستند. براي اينكه بدانيد مشكل نظام فرهنگي از كجاست كافي است توجه كنيد كه آيا اين متخصصان در جايگاههاي تخصصي خود هستند يا نه؟

حرف پاياني من اين اين است كه براي حل شدن بسياري از مسايل اجتماعي ايران نيازمند ساختن و پرداختن يك نظام فرهنگي آنهم فقط توسط كار شناسان مربوطه هستيم و نبايد دلمان را به حل مشكلات از طريق عوامل كنترل بيروني مانند بخشنامه و جريمه و ... خوش كنيم، زيرا عوامل كنترل بيروني هم هزينه اقتصادي بسيار بيشتر ي نسبت به راه حل هاي فرهنگي دارند و هم در بلند مدت محكوم به شكست هستند. بيان اين نكته نيز لازم است كه در تحليل مسايل اجتماعي و طراحي نظام فرهنگي نبايد از فرايند جهاني شدن غافل باشيم زيرا به دليل تشديد روابط بين نظام هاي اجتماعي در اثر گسترش وسايل ارتباط جمعي، هيچ كشوري از شيوع مسايل اجتماعي كشور ديگري در كشور خود در امان نيست. case مي خواهيد؟ دارم: آنفولازاي مرغي. چرا case پزشكي؟ چون عيني و ملموس است برعكس مسايل اجتماعي كه شيوع آنها ناملموس و تدريجي است ولي آثار منفي آنها بسيار بيشتر از آنفولازاي مرغي است. اينطور نيست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

/ 0 نظر / 13 بازدید