راهكار هايي براي تقويت زبان تخصصي

 

 يكي دو هفته پيش به چند نفر از دوستانم كه همگي با سواد تر از من هستند، قول داده بودم تجربه هاي خودم را در مورد يادگيري زبان تخصصي تقديم شان بكنم. بهتر ديدم اين كار را از طريق وبلاگم انجام دهم تا شايد مورد استفاده ساير دوستان ـ ازجمله شما كه دقايقي ميهمان خانه سايبري من هستيد ـ نيز قرار گيرد.

رابطه بين زبان عمومي و تخصصي

هيچ پژوهشي را كه در مورد ارتباط بين مهارت هاي عمومي و تخصصي زبان(انگليسي) انجام شده باشد، مطالعه نكرده ام، اما به صورت نظري تصور مي كنم رابطه همبستگي مثبت اما نه چندان قوي بين اين دو وجود داشته باشد. بنابر اين لازم مي دانم برخي از نكات مربوط به روش درست ياد گيري زبان عمومي را كه فكر مي كنم مي تواند زبان تخصصي ما را نيز تحت تاثير قرار دهد، مطرح نمايم. البته بايد بگويم كه مطالب زير اعتبار زبان شناختي ندارد و تنها تجربه هاي فردي بنده است كه در مواردي، اثر بخش بودن آنها تاييد شده است.

علاقه بسيار زيادم به روش تحقيق موجب شده است كه در بسياري از موارد روش شناسي را مقدم بر انجام کارها بدانم و بر اين اساس فكر مي كنم در مورد ياد گيري زبان عمومي و تخصصي دو راه بيشتر نداريم.

  •  روش درست را بياموزيم و با پشتكار خود چيزي به نام مشكل زبان نداشته باشيم.
  •  روش نادرست و رايج را ادامه دهيم و هميشه اين مشكل را داشته باشيم. تفاوت اين دو روش در اين است كه روش درست در ابتدا انرژي و پشتكار زبادي مي خواهد اما پيشرفت در آن تصاعدي است. برعكس روش دوم كه انرژي كمي مي خواهد اما اين احتمال وجود دارد كه هيچگاه پيشرفت نكينم يا پيشرفت مان اندك باشد. من فرض مي كنم شما نيز مثل من گزينه اول را انتخاب كرده ايد در غير اين صورت نيازي به مطالعه بقيه مطالب نداريد.

پس قرار شد ابتدا روش درست يادگيري زبان را بياموزيم و سپس با پشتكار تمام كار را ادامه دهيم. روش درست زبان انگليسي با روشي كه ما در دبيرسان آموخته ايم متفاوت است:

  • نبايد براي آموختن زبان از زبان ديگري به عنوان واسطه استفاده نماييم. براي نمونه اگر بخواهيم معني كلمه University را ياد بگيريم بايد به يك فرهنگ انگليسي به انگليسي نگاه كنيم كه ممكن است اين توضيح را براي اين واژه دشته باشد.

n): Place of education at the highest level where degrees are given.

با مطالعه اين توضيح مي توانيم معني آن را حدس بزنيم. البته ممكن است بپرسيد اگر معني كلماتي را كه در توضيح به كار رفته است ندانيم چگونه مي توانيم معني واژه را حدس بزنيم. نكته اصلي همين جاست. در اين صورت مجبور مي شويم براي فهميدن معني يك كلمه معني چند كلمه ديگر را نيز چك كنيم. اگر اين كار را انجام دهيم زبان به صورت تصاعدي تقويت خواهد شد. در روش نادرست ما از يك فرهنگ لغت انگليسی به فارسی استفاده مي كنيم. در اين صورت زبان فارسي واسطه ي بين ادراك و كلمه University مي شود و ضمن كاهش سرعت درك معني خطاي ادراكي را نيز افزايش مي دهد، به ويژه اگر زبان مادر ي مان تركي ايراني باشد و نقش دومين واسطه را ايفا کند. البته مراجعه به فرهنگ انگليسي به فارسي در مواقعي لازم مي مي شود ولي نبايد به گونه اي باشد كه ما را به روش دوم بكشاند.

  • استفاده از منابع معتبر براي ياد گيري بسيار مهم است زيرا منابع نامعتبر از همان اول باعث غلط آموزي مي شوند كه در برخي مواقع از نياموختن بد تر است.  يک بار در درس زبان تخصصي به دانشجویان گفتم كه از فرهنگ حييم حتي براي زبان عمومي هم استفاده نكنند، برخي از آنها براي زبان تخصصي هم استفاده كرده بودند؟!

برخي از فرهنگ هاي معتبر عمومي انگليسي به انگليسي و انگليسي به فارسي عبارتند از:

Longman Dictionary of Contemporary English, 2005

CD اين فرهنگ فوق العاده است. با اينكه يك فرهنگ است در واقع يك مجموعه آموزشي زبان در سطح General است. تلفظ آمريكايي و بريتانيايي، توضيح معاني، بانك مثال، مترادف، متضاد، تست گرامر ، تست لغت، تمرين نوشتاري ، قابليت بروز شدن از طريق اينتنرت.... از ويژگي هاي منحصر به فرد اين فرهنگ است. دقت كنيد كه CD اين فرهنگ كپي نمي شود(يا من نتوانستم) و لازم است اصل آن را به همراه كتاب تهيه نماييم. نسخه 2001 آن به درد نمي خورد، با اينکه نسخه ۲۰۰۴ نيز (در يک سی دی) قابل استفاده است اما خريد نسخه 2005 آن (در دو سی دی) توصيه می شود.

انواع فرهنگ هاي Oxford و Webster نيز كاربرد زيادي دارند. تفاوت اين دو از نظر شكلي در اين است انگليسي ها تسلط بيشتري به اصول و قواعد فرهنگ نويسي دارند و از نظر محتوايي به نظر مي رسد Webster Merriam لغات زيادي داشته باشد با توضيحاتي بيشتر.

 

فرهنگ هاي انگليسي به فارسي:

فرهنگ نشر نو ـ محمد رضا جعفري

فرهنگ هزاره

فرهنگ باطني

فرهنگ آريانپور

از بين اين چهار فرهنگ عمومی، من طرفدار فرهنگ نشر نو هستم زيرا 1ـ اين فرهنگ هم انگليسي به انگليسي است و هم انگليسي به فارسي است. 2ـ معاني اصطلاحات را هم دارد.3ـ نوع كلمات در آن مشخص شده است.4ـ از همه مهمتر معاني پسوند ها و پيشوند هاي انگليسی به صورت جداگانه آمده است. اشكالش اين است كه لغاتش كم است. البته اگر بتوانيم واژه ها را تجزيه كنيم، مشكلي پيش نمي آيد.

هزاره و باطني را زبان شناسان نوشته اند كه  تسلط زيادی به زبانها دارند. آريانپور هم خوب است.

  • بهتر است مهارت هاي چهار گانه زبان ـ گوش دادن ، صجبت كردن، خواندن و نوشتن ـ را همزمان تقويت كنيم. اگر يك جمله انگليسي را از يك انگليسي زبان بشنويم ، آن را تكرار كنيم، بنويسيم و سپس بخوانيم، بهتر ياد مي گيريم.
به كار بردن آموخته ها عامل تثبيت ياد گيري است. براي مثال اگر به دوستانمان e-mail مي فرستيم مي توانيم به زبان انگيسي بنويسيم.البته منظورم فارسي با حروف انگليسي نيست. اينكار مو جب تضعيف ما در هر دو زبان مي شود.
بهتر است تا مي توانيم متون انگليسي نوشته شده توسط انگليسي زبانها را بخوانيم. خواندن متن به اين خاطر مهم است كه از طريق برقراري ارتباط بين كلمات ساختار درست انگليسی را نيز مي آموزيم. تاكيدم بر متون انگليسی  انگليسي زبانها به خاطر پيشگيري از غلط آموزي است كه در بسياري از متون انگليسی غير انگليسي زبانها وجود دارد. در تابلو اعلانات يكي از دانشگاهها علوم تربيتي را Training Sciences نوشته بودند. پرس و جو كه كردم فهميدم اين عنوان را معاون اداری دانشگاه كه مديريت خوانده است نوشته و مدرسان رشته مذكور براي حفظ اعتبار ايشان يا برخي ملاحظات ديگر به ايشان نگفته اند كه Education درست است. شايد هم فکر کرده اند که اشتباه نیست؟

راهكار هاي تقويت زبان تخصصي

اگر زبان عمومي را با روش درست ياد گرفته باشيم مهارت در زبان تخصصي به زمان زيادي نياز نخواهد داشت. در غير اين صورت لازم است ضمن تغيير روش از غلط به صحيح، از راهكار هاي ذيل نيز استفاده كنيم.

  • اشتباه رايج در بسياري از دانشگاههاي ايران در رابطه با زبان تخصصي اين است كه تصور مي شود زبان تخصصي = ترجمه متن تخصصي است. من فكر مي كنم چنين نيست. ترجمه مي تواند بخشي از فعاليت سودمند براي زبان تخصصي تلقي شود، اما از نظر راهبردي، تنها شروع خوبی است. بر این اساس فكر مي كنم در زبان تخصصي دو هدف مد نظر است. 

ـ هدف اصلي:

هدف اصلي از زبان تخصصي درك و بيان دقيق مفاهيم در يك متن تخصصي است؛ درك و بيانی که پشتوانه نظري داشته باشد.

ـ هدف جزيي:

هدف جزئي، انتخاب معادلهاي دقيق براي Construct هاست . Construct ها مفاهيمي تخصصي هستند كه متخصصان يك رشته براي بيان نظريه هاي خود آنها را به كار مي برند و ما معادل آن مفاهيم  به زبان بومي خودمان را، از اساتيدمان ياد مي گيريم.  فرض كنيم در متني كلمه Reliability به كار رفته است. همچنين فرض كنيم كه روش شناسان به صورت قرار دادي كلمه "پايايي" را به عنوان معادل اين كلمه پذيرفته باشند و در همان متن در توضيح معني اين كلمه آمده باشد: ميزان تكرار پذيري نتايج حاصل از سنجش هاي مكرر توسط ابزار اندازه گيري. اگر Reliability به عنوان يک کلمه تخصصی برایمان مطرح باشد، لازم است پس از شنيدن اين کلمه تعريف تخصصی آن به ذهن مان خطور كند و احيانا بتوانيم آن را تعريف كنيم. هدف جزيي نيز اين است كه از كلمه "پايايي" به عنوان يك معادل قرار دادي استفاده كنيم تا در يك متن خواننده تخصصي يا در يك سخنراني شنونده تخصصي و يا در ارايه درس يك دانشجو مفهوم Reliability را از Validity يا مفاهيم ديگر تفكيك كند.

  • هنگام ترجمه براي انتخاب معادلهاي دقيق مراجعه به فرهنگ تخصصي معتبر ضروری است. براي مثال نمي توانيم متن جامعه شناختي را با فرهنگ حييم ترجمه كنيم؛ فرهنگي كه با وجود فرهنگ هاي جديد براي زبان عمومي هم معتبر نيست. اگر اين كار را تجربه كرده باشيم، طبيعي است كه محصول ترجمه جملات مبهمي باشد. براي مثال كلمه Community در در نظر بگيريد. يك فرهنگ عمومي مثل فرهنگ نشر نو ممكن است اين كلمه را جامعه، جماعت، امت ، مردم و ... ترجمه كرده باشد. مشخصه يك فرهنگ عمومي اين است كه معادلهايي زيادي براي كلمات تخصصي دارد و يا اصلا نمي توانيم آنها را در فرهنگ عمومي بيابيم. فرض كنيد در يك فرهنگ علوم اجتماعي معادلهاي اجتماع، اشتراك و حس جمعي را ببينيد. باز مشكل داريم كه كدام يك را انتخاب كنيم. براي گام بعدي اين كلمه را در يك فرهنگ جامعه شناسي چك مي كنيم و مي بينيم  "اجتماع" را در برابر آن آورده است. احتمال اينكه كلمه "اجتماع" معني درستي بدهد بيشتر است زيرا از فرهنگ كاملا تخصصي استفاده كرده ايم.
در هنگام ترجمه و يا مراجعه به معني تخصصي كلمات، لازم است كه به نوع كلمه نيز توجه كنيم. كلمات تخصصي معمولا اسم هستند.
قبل از شروع ترجمه به ترتيب، متن، پاراگراف و جمله مورد نظر را مطالعه مي كنيم حتي اگر يك كلمه هم متوجه نشويم. اين كار باعث مي شود ذهن ما يك تصوير كلي از متن به دست آورد.
در هنگام ترجمه حتما جمله به جمله ترجمه مي كنيم نه كلمه به كلمه. به اين معني كه انتخاب معادلها برای كلمات انگليسی بايد با توجه به كلمات ديگر در جمله باشد.
يك روش كار آمد براي ترحمه جملات طولاني، مشخص كردن نهاد و گزاره و سپس افزودن كلمات بعدي است.
متن تخصي را نمي توان ادبي ترجمه كرد اين كار با عث از دست دادن معاني كلمات تخصصي و غير علمي شدن متن ترجمه شده مي شود.

 

يك نكته را هميشه بايد مد نظر قرار دهيم كه مفاهيم تخصصي علوم اجتماعي (مديريت، جامعه شناسي، ارتباطات، اقتصاد و ...) با استفاده از كلمات بيان مي شوند و به اين دليل علوم اجتماعي مانند رياضي يا فيزيك زبان تخصصی دقيقي ندارد. براي بر طرف كردن اين نقطه ضعف(البته در پارادايم فكري مدرنيسم) بايد واژه هاي معادل در ميان اعضاي جامعه علمي به صورت قرار دادي پذيرفته شوند.
ميتوانيم كلمات تخصصي (و عمومي) را كه مركب هستند را به اجزاء اصلي تجزيه كنيم و سپس معادل دقيق آنها را بسازيم. براي نمونه در كلمه تخصصي

Industrialization: Industry+al+ation

Industry به معني صنعت ، al صفت نسبي و معادل ي ، گونه و  انه است. ation به معني عمل و نتيجه انجام يك چيز از پيش تعيين شده است. و به شدن، سازي، ش ، يش و يت ترجمه مي شود.: پس نتيجه مي شود صنعتي شدن ؛ صنعتی سازی  

  • توجه به معاني پسوند ها و پيشوندها به معادل سازي درست كمك مي كند و ترجمه را دقيق تر مي نمايد. براي نمونه پسوند هاي al، ic ، ian و y صفت ساز هستند و مي توان همه آنها را "ي" ترجمه كرد. معاني پيشوند ها و پسوند هادر انتهاي فرهنگ نشر نو آمده است.
نمي توان روش كار آمدي براي تشخيص كلمات تخصصي ارايه داد اما تجربه نشان مي دهد که كلمات  تخصصي معمولا در متن تعريف مي شوند. كلمات تخصصي بيشتر در متون نظريه ها وجود دارند و متن توجه بيشتري به آنها دارد.
علاوه بر فرهنگ ها، گلاسوری های آخر كتابهاي تخصصي نيز منايع معتبري براي زبان تخصصي هستند. براي مثال گلاسوري آخر كتاب زمينه جامعه شناسي تاليف امير حسين آريانپور بهترين معادلها را دارد ضمن اينکه فرهنگ جامعه شناسي دو جلدي ميرساردو، انتشارات سروش، نيز فرهنگ معتبري است.
دايره المعارفهاي تخصصي نيز قابل استفاده هستند اما معمولا تعداد كلمات تخصصي كمتری دارند.
ممكن است تا به اينجا اين سئوال برايتان پيش آمده باشد كه هدف از زبان تخصصي ترجمه نبود پس چه نيازي به اين همه راهكار هايي ترجمه اي؟

راهکار های ترجمه ای برای شروع درست(به ويژه برای دانشجويان کارشناسی) و برای رسيدن به هدف جزيي است. تعجب نکنيد اگر بگويم رسيدن به هدف اصلي راحت تر است و فکر می کنم يك راهكار كارآمد دارد و آن اينكه آنقدر متن تخصصي بخوانيم كه مفهوم كلمات تخصصي در ذهن مان جا بيافتد و نياز به ترجمه احساس نشود. علامه طباطبايي تفسير خودش را با روش آيه به آيه نوشته است. من با الهام از ايشان معتقدم وقتي متون زيادي را در مورد يك موضوع مطالعه می كنيم معاني كلمات در داخل متن برايمان مشخص مي شود و نياز به مراجعه به منابع بيرون به كمترين حد خود می رسد.

 

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 26 بازدید
ali

وبلاگ خوبی دارید و مطالب تخصصی بیسار خوبی را می نویسید خسته نباشید

آسیه

مطلب بسیار شسته رفته ای بود، ممنون.

pink

دستت درد نكنه

mehdi

فقط عرض تشکر و ارادت.

حسين

از همگی سپاسگزارم. موفق باشید.

رضا

این زبان ترکی ایرانی دیگه چیه؟

کوروش

با سلام استاد کرامی بسیار سپاسگذارم از مطالب ارزشمند جنابعالی. بنده برای ترجمه متون پزشکی جهت امادگی ازمون دستیاری دندانپزشکی مشکل دارم با اینکه حدود 8000 لغت را کاملا حفظ هستم ولی در ترجمه کلی مفهوم و تست زنی مشکل دارم خواهشمندم در صورت امکان بنده را راهنمایی کنید ایمیلم jamkhaneh@dnt.mui.ac.ir با تشکر فراوان